ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از عالم پندار تا عالم ديدار
٢ ص
(٤)
مبارك باد
٥ ص
(٥)
ويژگى هاى عصر ظهور
٦ ص
(٦)
ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
١٤ ص
(٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
٢٤ ص
(٨)
آخرالزمان
٢٩ ص
(٩)
امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)
٣٠ ص
(١٠)
رجعت امام حسين (ع) در قرآن و روايات
٣٤ ص
(١١)
تازه ها
٣٧ ص
(١٢)
انا المهدى
٣٨ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
فرياد سكوت
٤٠ ص
(١٥)
آهِ جامد
٤٠ ص
(١٦)
ديوانه عشق تو
٤١ ص
(١٧)
جور خار و مهر يار
٤٢ ص
(١٨)
يادگارى هاى موعود
٤٨ ص
(١٩)
مسجد سهله
٤٨ ص
(٢٠)
فضايل مسجد سهله
٤٩ ص
(٢١)
آداب و اعمال مسجد سهله
٥٢ ص
(٢٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٢٣)
مهربان بى دريغ
٥٤ ص
(٢٤)
شوق وصال
٥٦ ص
(٢٥)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٢٦)
قرن هاى انتظار
٦٤ ص
(٢٧)
اربعينيات درباره مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٢٨)
فراوانى و شمارگان اربعينيات
٦٦ ص
(٢٩)
ريشه ها و انگيزه ها
٦٦ ص
(٣٠)
اربعينيات درباره امام مهدى (ع)
٦٧ ص
(٣١)
نظرسنجى
٧٢ ص
(٣٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت
٧٣ ص
(٣٣)
به كدام نام بخوانمت؟
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - ميزگرد مسيحيت صهيونيستى

اشاره:

آنچه فراروى خوانندگان عزيز موعود قرار مى گيرد اولين بخش از ميزگرد مفصلى است كه جريان «مسيحيت صهيونيستى» را مورد بحث و مطالعه قرار داده است.

اين جريان امروزه با تكيه بر اخبار كتب مقدس و اعتقاد به «قريب الوقوع بودن موضوع ظهور حضرت مسيح (ع)» و حتمى الوقوع بودن جنگ بزرگ و فراگير «آرماگدون» سعى در تهيه مقدمات و تدارك امكانات جهت حضور در اين صحنه و حتى به جلو انداختن واقعه وحشتناك و جنگ فراگير اتمى در خاورميانه دارد.

جريانى كه با نفوذ در هيأت حاكمه آمريكا حضور غرب در خاورميانه و عراق را به عنوان يك امر مقدس و تكليف دينى اعلام مى نمايد و نقش عمده اى را در حوادث چند ده‌ه اخير جهان ايفاء نموده است.

بازپرسى از اين جريان و آشنا شدن مسلمين از توطئه بزرگ آن تكليف امروز ماست. اميد كه مقبول طبع شما خوانندگان محترم واقع شود. ان شاءاللّه‌

موعود: با سپاس از برادران عزيزمان جناب آقاى افقهى و آقاى اميرى كه قبول زحمت كردند و در اين گفت وگو كه درباره يكى از مسايل جدى فرهنگى و سياسى جهان معاصر، يعنى موضوع «مسيحيت صهيونيستى» است شركت كردند. امروزه تحليلگران درباره آنچه كه در دنيا و به ويژه در جهان اسلام مى گذرد، تحليلهايى را ارائه مى كنند كه عموما مبتنى بر نگرشهاى اجتماعى و سياسى و تئوريهايى است كه امروز در غرب مطرح است. از اين رو اين تحليلها چندان با عمل منطبق نمى شود. يعنى روشنگرى لازم را ارائه نمى كند تا براساس آن بتوان تكليف را معلوم كرد؛ و يا براى در امان نگه داشتن مسلمين از آنچه كه آنها را به خطر انداخته است برنامه ريزى كرد. چندى پيش كه در ماجراى حمله آمريكا به عراق مطالعه مى كردم متوجه شدم كه برخى از دوستان به صورت جدى موضوع مسيحيت صهيونيستى را دنبال مى كنند. البته سابقه اين مطلب را ما از زمانى كه مطالبى را در موعود مخصوصا در زمينه «نبرد آرماگدون» منتشر مى كرديم داشتيم. به نظر مى رسد تاكنون گفت وگويى جدى درباره موضوع مسيحيت صهيونيستى صورت نگرفته است. از آنجا كه در يك ده‌ه اخير، اين جريان در آمريكا نقش عمده اى را در جهت گيريهاى كلان سياسى و نظامى غرب ايفا كرده بر آن شديم كه با طرح مباحثى در حضور عزيزان، سابقه ولاحقه اين موضوع را روشن كنيم و با تبيين مبانى اى كه آنها به اتكاء آن به برنامه ريزى سياسى- نظامى براى جهان مى پردازند، برگ جديدى را ورق بزنيم تا مردم ما، عموم مسلمانان و شيعيان بيش از پيش به جريانى كه به عنوان يك توطئه بزرگ آنها را تهديد مى كند، واقف شوند. عزيزان قبل از هر سخن به صورت عمومى تصويرى از جريانى كه ما امروز به عنوان مسيحيت صهيونيستى مى شناسيم ارائه كنند، و اين كه اين جريان در كجا شكل گرفته؛ چه طرحى را دنبال مى كند؛ چه تأثيرى در تصميم گيريهاى كلان سياسى امروز امريكا دارد و اين كه مبانى فكرى خودشان را از كجا اخذ كرده، تا ان شاءاللّه مقدمه اى باشد براى سؤالات بعدى.

آقاى افقهى: بسم اللّه الرحمن الرحيم. بنده هم به نوبه خود از مجله موعود و مدير مسئول و سردبير محترم اين مجله وزين برادر بزرگوارم جناب آقاى شفيعى سروستانى و ساير همكاران در اين مؤسسه تشكر مى كنم كه اين فرصت را فراهم كردند تا اين مبحث بسيار حساس و اثرگذار بر سياست و امنيت جهان را از زواياى مختلف مورد بررسى قرار دهيم. بنده قبل از ورود به مقاصد اصلى بحث، مايلم اشاره كوتاهى به تاريخچه اعتقادى و فكرى اين جريان داشته باشم. مسئله نفوذ ادبيات يهودى و لاهوت عهد قديم در ادبيات و لاهوت عهد جديد يا مسيحى همزمان با عصر اصلاح دينى اتفاق افتاد. مسيحيها تا قبل از آغاز حركت اصلاح دينى به رهبرى كشيش «مارتين لوتر» به سه اصل اعتقادى پايبند بودند در اصول اعتقادى خود نسبت به يهود و در آثار پيشين هنوز اين سه اصل مطرح است؛ اصل اول اين كه با ظهور حضرت مسيح (ع) و آغاز شريعت مسيحى تاريخ و فاعليت امّت يهود به پايان رسيد. اين اصلى است كه مسيحيان همه به آن معتقد بودند.

اصل دوم اين بود كه اين آوارگى كه بر يهود جارى شد، فشارها، هجرتها، رنجها و مشقتها و پراكندگيها همه نتيجه خطاها، گناهان و تمردهاى قوم يهود از دستورات الهى بود. توضيحا عرض مى كنم كه يهوديان دو خروج بسيار مهم داشتند كه آنها دو بار از سرزمينشان تبعيد شدند و مسيحيان معتقدند هر دو خروج به دليل دو گناه بزرگ بود. خروج اول زمان پادشاه بابل به نام «بُخت النُّصَّر» در سال ٥٨٧ ق. م رخ داد. اين پادشاه پس از تسلط بر سرزمين فلسطين، يهوديان را به اسارت برد و به سرزمين بابل منتقل كرد كه مدتهاى مديدى يهوديان در آنجا به سر مى بردند كه در طول اين مدت جالب است بدانيد فرهنگ و آئين شرك بابليها به فرهنگ ولاهوت يهودى عهد قديم، نفوذ و سرايت كرد و ما به وضوح در كتابهاى اعتقادى و دينى يهوديان مانند تورات و تلمود، اين رگه هاى شرك آلود را مى توانيم مشاهده كنيم. بنابراين مسيحيان خروج اول يهوديان را نتيجه گوساله پرستى، بت پرستى و خروج آنها از شريعت موسوى مى دانند و معتقدند كه خداوند اينچنين آنها را تنبيه كرد.

خروج بزرگ ديگرى هم در تاريخ مطرح است كه در پى تخريب دوم اورشليم يا قدس پيش آمد و اين خروج و آوارگى در سال ٧٠ م. و در زمان پادشاه روم به نام «تيتوس» اتفاق افتاد. در اين خروج و آوارگى دوم بسيارى از يهوديها كه از سرزمين فلسطين خارج شدند و در مناطق اطراف بلاد شام در شمال آفريقا و خاورميانه منتشر شدند بعضى برگشتند و بعضى هم برنگشتند؛ مسيحيان معتقدند كه اين خروج دوم هم به‌