ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از عالم پندار تا عالم ديدار
٢ ص
(٤)
مبارك باد
٥ ص
(٥)
ويژگى هاى عصر ظهور
٦ ص
(٦)
ميزگرد مسيحيت صهيونيستى
١٤ ص
(٧)
غرب، سينما و آخرالزمان
٢٤ ص
(٨)
آخرالزمان
٢٩ ص
(٩)
امنيت روانى و اجتماعى در زمان حضرت ولى عصر (عج)
٣٠ ص
(١٠)
رجعت امام حسين (ع) در قرآن و روايات
٣٤ ص
(١١)
تازه ها
٣٧ ص
(١٢)
انا المهدى
٣٨ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
فرياد سكوت
٤٠ ص
(١٥)
آهِ جامد
٤٠ ص
(١٦)
ديوانه عشق تو
٤١ ص
(١٧)
جور خار و مهر يار
٤٢ ص
(١٨)
يادگارى هاى موعود
٤٨ ص
(١٩)
مسجد سهله
٤٨ ص
(٢٠)
فضايل مسجد سهله
٤٩ ص
(٢١)
آداب و اعمال مسجد سهله
٥٢ ص
(٢٢)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٢٣)
مهربان بى دريغ
٥٤ ص
(٢٤)
شوق وصال
٥٦ ص
(٢٥)
فجر مقدس
٥٨ ص
(٢٦)
قرن هاى انتظار
٦٤ ص
(٢٧)
اربعينيات درباره مهدى موعود (ع)
٦٦ ص
(٢٨)
فراوانى و شمارگان اربعينيات
٦٦ ص
(٢٩)
ريشه ها و انگيزه ها
٦٦ ص
(٣٠)
اربعينيات درباره امام مهدى (ع)
٦٧ ص
(٣١)
نظرسنجى
٧٢ ص
(٣٢)
پايگاه هاى شيعى در اينترنت
٧٣ ص
(٣٣)
به كدام نام بخوانمت؟
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ويژگى هاى عصر ظهور

رهسپار مى شوند. بين مدينه و مكه در سرزمين «بيداء» آنها گرفتار خسف مى شوند و در دل زمين مى روند. بنابراين در روزهاى اول ظهور قطعا جنگ و درگيرى هست. در اينجا جمله اى را بايد عرض كنم: اين كه مى گوييم دنيا قبل از ظهور پر از ظلم و ستم مى شود، اين منافات ندارد با اينكه اگر در خانه اى يك نفر نخواهد ظلم كند نتواند. الآن اگر اين اتاق پر از زباله باشد و فقط در يك گوشه اى يك وجب جاى تميز باشد باز مى گويند اينجا پر از زباله است و آن يك وجب جاى تميز ديگر به حساب نمى آيد. فرض كنيد اگر از شش ميليارد انسانى كه در روى زمين هستند چند صد هزار نفر از آنها آدمهاى خوبى باشند باز هم صدق مى كند كه دنيا پر از ظلم و ستم است، پر از آدم شرير است. وقتى هم آن حضرت تشريف مى آورند منافات ندارد كه در ميان مردم آن زمان، كه اگر همين شش ميليارد نفر باشند، ششصد هزار نفر هم آدمهاى ناباب باشند. اينها طبعا تا مدتى كه اميدى دارند مقاومت مى كنند، اما بعد كه اميدشان نااميد شد يا در مقابل قوه قهريه از بين مى روند يا اين كه به خود مى آيند و خودشان موضعشان را عوض مى كنند. بنابراين اصل درگيرى در اوائل هست ولى بعد از ٨ ماه ديگر هيچ نيازى به درگيرى نيست.

با تعبيرى كه داشتيد با اضافه شدن ٥/ ١٢ برابر علم موجود به علم انسان، جهان وارد فضاى ديگرى مى شود، حال اين سوال مطرح است كه ويژگى هاى دوران ظهور و وجه تفاوت جدى اين دوران با دوره هاى ديگر چيست؟

تفاوت فراوان است. در روايات داريم كه وقتى حضرت تشريف مى آورند، در روى زمين نقطه اى نمى ماند كه سبز نباشد. در حديثى آمده است: در دوران ظهور كسى كه از دمشق به طرف كوفه حركت مى كند، در سراسر مسير خود، روى زمين سرسبز راه مى رود. يعنى جهان از لحاظ وضع ظاهرش اينقدر عوض مى شود. بارانهاى رحمت فرو مى بارد، زمين معدنهايش را خارج مى كند، نباتش را خارج مى كند، دنيا پر از نعمت مى شود، آنقدر پر از نعمت مى شود كه براى احدى حاجتى نمى ماند. منادى حضرت در ميان مردم ندا مى كند كه هر نيازمندى هست سراغ من بيايد. در روايات آمده كه يك نفر مى آيد، بعد به او مى گويند كه هر چه دارى پهن كن، پارچه اى دارد پهن مى كند، آن را پر مى كنند، او مى بيند هيچ كس ديگر نيامد، خودبه خود خجالت مى كشد، وقتى خجالت كشيد برمى گردد و مى گويد: من نمى خواهم. مى گويند: چيزى را كه به كسى داديم پس نمى گيريم و او با شرمندگى آن را تا منزلش حمل مى كند. يعنى مردم چنين غنا و استغنايى پيدا مى كنند؛ يعنى هم غنى مى شوند و هم دلهايشان بى نياز مى شود.

در روايات فراوان از طريق اهل سنت مثلًا در كتاب عقدالدرّر داريم كه شمشهاى طلا را مى برند در خانه افراد كه انفاق كنند مى گويند: ما نياز نداريم. كسى براى صرف زكات، صدقات، مبرات، و صله اش جا پيدا نمى كند. اينها چيزى است كه الآن براى ما باور كردنش سخت است ولى براى اين كه بتوانيم باور كنيم مثالى مى زنم: در صدر اسلام با آن فقرى كه جهان اسلام داشت مثلًا ٣١٣ نفر در جنگ بدر آمده اند براى جنگيدن، ٢ تا اسب دارند. ديگر فقر از اين بيشتر؟! در جريان جنگ تبوك چند نفر با يك خرما سد جوع مى كردند. همين افراد در سايه عمل به دستورات اسلام، يعنى با همين زكات و خمس و ساير چيزهايى كه اسلام قرار داده، در مدت كوتاهى در كمتر از دو قرن به جايى رسيدند كه در زمان هارون الرشيد با اين كه امام معصومى هم سر كار نبود، يك ظالم سر كار بود ولى به دليل همين مقدار كه به ظواهر اسلام عمل مى شد، وضع به گونه اى شد كه از مصر نامه نوشتند به هارون الرشيد كه ما براى زكات جايى نداريم، به هر كس مراجعه مى كنيم مى گويد كه من نياز ندارم. همين مقدار كه به ظواهر اسلام عمل شده به اين نتيجه رسيده اند و هارون در جواب نوشت براى اين كه اين پولها آنجا نماند در كنار هر مسجد يك مدرسه بسازيد. آن روز مطابق آمارى كه دارند- البته شايد دقيق نباشد- شصت هزار مسجد در آن منطقه بوده است. در كنار هر مسجد يك مدرسه ساختند تا اين پولها هزينه شوند.

پس، اسلام اين قدرت را دارد كه اگر به قوانين اقتصادى آن عمل بشود روى زمين را مستغنى كند.

در زمان حضرت مهدى (ع) به اين قوانين به بهترين شكلى عمل مى شود، به اضافه بركات و عنايات الهى. هيچ نوع احتكار پيش نمى آيد، هر نوع قمار، رشوه و امثال اينها كه باعث مى شود اين تبعيضها پيش بيايد از ميان برداشته مى شود مطلقا هم كسى به سراغ آنها نمى رود. از آن طرف هم انفاق و احسان در حد اعلا. از آن طرف يك شخصيتى مثل آقا بقية اللّه (ع) هر روز در مقابل مردم با دست باز ايستاده است و كسى هم كه مى آيد احساس نمى كند كه نيازى دارد تا از آن حضرت چيزى مطالبه كند. وقتى هم حضرت از مردم مطالبه مى كند كه اگر نيازمندى هست بيايد؛ هيچ كس پاسخ مثبت نمى دهد. بنابراين خود اسلام‌