ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - غيبتى در حضور
مع القائم فى فسطاطه، لابل كمن قارع معه بسيفه، لا والله الا كمن استشهد مع رسول الله (ص).[١]
هر كس از شما بميرد در حالى كه منتظر ظهور او باشد مانند كسى است كه با حضرت قائم در خيمه ايشان بوده است، نه، بلكه مانند كسى است كه همراه با حضرت شمشير بزند، به خدا قسم نيست مگر مانند كسى كه همراه رسول خدا (ص) شهيد شده است.
در همين راستا مى توانيم بگوييم كه منتظر واقعى و مشتاق ظهور كسى است كه از يك طرف بيشتر به دنبال فهم دين و شناخت آن است و از طرف ديگر پيوندى گسست ناپذير با اهداف و آرمانهاى امام موعود خود دارد. به طورى كه در راه آن اهداف گام برداشته، جهت گيريها و گرايشهايش در چهارچوب آن اهداف شكل مى گيرد. جامعه منتظر اگر انتظارى راستين و صادقانه داشته باشد دستكم در حوزه خود سعى در رفع مشكلات و نابسامانيهاى مردم مى كند و خواسته ها و آرمانهاى امام موعود را در محيط خود تحقق مى بخشد. بنابراين انتظار راستين فرج، خود فرج و گشايشى است در فهم دين از يك طرف و در اصلاح كار جامعه و مردم از طرف ديگر و اين است معناى حديث:
انتظار الفرج من الفرج.[٢]
انتظار، خود فرج و گشايش نيست. امام اگر حقيقى باشد بخشى از فرج خواهد بود؛ چرا كه معنايش اين است كه كسانى در جهت فهم دين گام بردارند و به آن عمل كنند و جامعه را به آن سمت سوق دهند، و در نهايت به آن درجه اى برسند كه بخواهند امام را اطاعت كنند، همان چيزى كه در زمان ظهور ائمه در گذشته بسيار كم بود.
امرى كه در كنار همه اين تلاشها و حركتها نقش اساسى دارد، مساله دعا در حق ظهور است، روشن است كه دعا نبايد لقلقه زبان باشد، چرا كه دعاى فرج بدون حركت و تلاش به مصداق «الداعى بلا عمل كالرامى بلاوتر»[٣] سودى نخواهد داشت.
همانند كسى كه در راه طلب روزى در خانه بنشيند و تنها به دعا كردن بسنده كند، اما از آنجايى كه انتظار، هيچ چيزى جز نشان دادن احساس نياز نيست و اين نشان دادن راههاى متفاوتى دارد كه حركت و كوشش براى شناخت دين و عمل به آن، يكى از نمودهاى آن است و دعا و تضرع نيز نمود ديگرى از اين طلب و درخواست است. همچنان كه فرمودند:
واكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم.[٤]
براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد زيرا كه همين فرج شماست.
بنابراين، هرگاه مردم احساس نياز كنند و اين نياز را در عمل نشان دهند و دردشان درد ظهور باشد آنگاه وعده الهى تحقق خواهد يافت. در آن زمان بزرگترين بهره اى كه مردم منتظر از امام غائب مى برند آن است كه ذكرش و يادش آنها را رشد مى دهد و تفكر و آگاهى آنان را ارتقاء مى بخشد.
در واقع ما در انتظار بذرى كه در آينده كاشته شود و درختى پديد آيد و ميوه اى به بار دهد نيستيم بلكه ما انتظار ميوه رسيده اى را مى كشيم كه هر لحظه مى تواند در دستان ما باشد. بنابراين، انتظار ظهور، دور از دسترس نيست، يك انتظار در تمامى لحظه هاست، لحظاتى كه در آن اميدى نهفته است كه مى تواند مانع از گناه و عامل شوق به طاعت و بندگى خدا و مقاومت و پايدارى در مقابل ناملايمات باشد. انتظارى اميدبخش و جان افزا كه بدون آن نمى توان زيست.
پى نوشتها:
[١]. سوره ذاريات (٥١)، ٥٦.
[٢]. بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٨٩.
[٣]. زيارت جامعه كبيره.
[٤]. الكافى، ج ١، كتاب الحجة، باب ان الارض لوتخلو من حجة، ص ١٧٩.
[٥]. بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ٢١٥.
[٦]. بصائرالدرجات، باب ١٦، ح ١.
[٧]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩٢.
[٨]. نهج البلاغه، خطبه ٢٧.
[٩]. همان، خطبه ٢٥.
[١٠]. الكافى، ج ١، كتاب الحجة، باب نادر فى حال الغيبة، ص ٣٣٥، ح ٣.
[١١]. همان، باب فى الغيبة، ص ٣٤٣، ح ٣١، (امام باقر (ع)).
[١٢]. سوره رعد (١٣) آيه ١١.
[١٣]. زمانى كه حضرت امير (ع) بر منبر فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى» شخصى برخاست و پرسيد در سر و روى من چند مو وجود دارد.
[١٤]. منتخب الاثر، فصل ١٠، باب ٢، ح ١٦.
[١٥]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٢٦، ح ١٨.
[١٦]. همان، ج ٥٢، ص ١٣٠.
[١٧]. دعا كننده بدون حركت و عمل مانند كمان بدون زه است. بحارالانوار، ج ٩٣، ص ٣١٢.
[١٨]. كمال الدين، باب ٤٥، ص ٤٨٥، ح ٤.