ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - سرّى از اسرار
سرّى از اسرار
احمدبن اسحاق مىگويد:
به محضر امام حسن عسكرى (ع)، مشرّف شدم. مىخواستم از ايشان سؤال كنم كه جانشين پس از آن امام همام، كيست؟ بدون آنكه سؤال خود را مطرح كنم، حضرت (ع) خود فرمودند:
اى احمدبن اسحاق؛ خداود از زمان خلقت آدم تا كنون، زمين را از حجّت خالى نگذاشته و تا قيامت نيز چنين خواهد بود تا بهواسطه او، بلا از اهل زمين دور ماند و ياران نازل شود و زمين بركات خود را خارج كند.
عرض كردم:
اى فرزند رسول خدا! امام و خليفه بعد از شما كيست؟
آنگاه امام حسن عسكرى (ع) از جا برخاستند و وارد اتاقى شدند و در حالىكه پسربچّهاى را كه سه سال بيشتر نداشت در آغوش داشتند، خارج شدند. در حالىكه چهره آن طفل چون ماه شب چهارده مىدرخشيد، پس فرمودند:
اى احمدبن اسحاق، اگر نبود كرامتى كه در نزد خدا و حجج الهى داشتى، فرزندم را به تو نشان نمىدادم. او همنام و همكنيه رسولالله (ص) است و زمين را آنگاه از ظلم و جور انباشته شده باشد، پر از عدل و داد مىكند. اى احمدبن اسحاق، او در اين امّت مانند حضرت خضر (ع) و ذىالقرنين مىباشد. خداوند او را از ديدهها غايب مىكند و هيچكس غير از انها كه بر عقيده به امامت ثابتند و براى تعجيل در فرجش دعا مىكنند، از مهلكه غيبت او رهايى نمىيابند.
عرض كردم:
مولا جان! آيا علامتى هست كه قلبم اطمينان پيدا كند؟
در اين هنگامف آن پسربچّه به زبان عربى فصيح گفت:
من بقيهالله در زمين هستم و انتقام گيرنده از دشمنان خدا. پس بعد از اينكه به عينه مشاهده كردى، علامتى را جستوجو مكن.
ان روز خوشحال و شاد از محضر امام (ع) خارج شدم. فردا دوباره به محضر امام (ع) شرفياب شدم و عرض كردم:
اى فرزند رسول خدا! بسيار از آنچه به من ارزانى فرموديد، مسرور شدم، امّا آن سنّت جاريهاى كه فرموديد از خضر (ع) و ذىالقرنين در ايشان موجود است، چيست؟
فرمودند:
غيبت طولانى اوست.
عرض كردم:
مگر غيبت او بايد طولانى شود؟
فرمودند:
آرى، قسم به خدا آنقدر طولانى كه اكثر آنهايى كه قائل به وجود او خواهند بود، از عقيده خود بازخواهندگشت و جز آنهايى كه خداوند از آنها به ولايت پيمان گرفته است و ايمان را در قلبهايشان تثبيت نموده است و آنها را به روحى از ناحيه خويش تأييد فرموده، كسى در اين اعتقاد باقى نمىماند. اى احمدبن اسحاق! اين امرى است از خدا و سرّى است از اسرار خدا و غيبى است از غيب خدا. آنچه را كه به تو دادم بگير و پنهان دارد و از شاكرين باش و فرداى قيامت، در الى عليّين در كنار ما باش.
پىنوشت:
\* ...... ر. ك بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٣ و ٢٤؛
\* ...... ايضاً م. م، ص ٧٤٩ و ٧٥؛
\* ...... ايضاً كمال الدّين صدوق