ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - چهره امام مهدى (ع) در آيينه القاب
آنها امامان نه گانه از نسل امام حسين عليه السلام را به آنها نشان دادند آنگاه كه به مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله كه در آن حال مشغول نماز و نيايش به درگاه حضرت حق بودند رسيدند خداوند متعال فرمودند: اين همان قائمى است كه به وسيله قيام او از قاتلان حسين بن على عليه السلام انتقام خواهم گرفت.[١]
و امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده اند:
مهدى عليه السلام را به خاطر قيامش براى حق قائم ناميده اند.[٢]
بر طبق اين قبيل از روايات چون دوازدهمين جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بزرگترين حكومت و قيام اصلاحى دينى را در طول تاريخ حيات بشر انجام خواهد داد و در سرتاسر حكومت عدل جهانى اسلام را مستقر خواهد ساخت به آن حضرت لقب «قائم» داده شده است.
در اين باره روايت هاى ديگرى نيز هست كه از بعد ديگرى اين مطلب را مورد توجه قرار داده اند كه البته منافاتى با برداشت دسته اول ندارد. بر طبق اين ديدگاه آن حضرت را قائم مى گويند چون سال ها پس از غيبت وقتى كه مردم در اثر طول زمان ياد و خاطره آن حضرت را كم كم در اثر مشغول شدن به زينت هاى دنيا فراموش كردند، آن حضرت قيام خواهند كرد و حكومت عدل جهانى را در سرتاسر عالم برقرار خواهند ساخت «قائم» ناميده شده است.
در اين زمينه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است كه آن حضرت فرمودند:
از اين جهت قائم ما اهل بيت را قائم ناميده اند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مى كند.[٣]
و يا وقتى از امام جواد عليه السلام سؤال مى كنند چرا او را قائم مى نامند؟ در جواب مى فرمايند:
زيرا بعد از آنكه نام آن حضرت از خاطره ها فراموش شود و اكثر مفقودين به امامت آن حضرت از دين خدا و اعتقاد به مامت حضرت مهدى عليه السلام رويگردان شوند او قيام مى كند.[٤]
و نقل شده است به محض شنيدن ظهور آن حضرت عده اى خواهند گفت: در طول اين همه سال چگونه ممكن است او زنده مانده باشد بايد تاكنون استخوان هاى او هم پوسيده شده باشد. چطور ادعا مى كند كه او قيام كرده است؟ اما در هر حال آن زمانى كه شرايط فراهم گردد و به اذن پروردگار عالم او قيام خواهد كرد. عظيمترين انقلاب قابل تصور را رهبرى خواهد نمود و قافله بشريت را به سعادت واقعى رهنمون خواهد شد.
ادامه دارد
پى نوشت ها:
[١]. عقدالدرر، باب ٣، ص ٤٠؛ اثباة الهداة، ج ٧، ص ١١٠ و ١٦٩.
[٢]. منتخب الاثر، ص ٩٨.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٢٩.
[٤]. اثباة الهداة، ج ٧، ص ١١٠.
[٥]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٢٨.
[٦]. همان، ص ٣٠.
[٧]. معانى الاخبار، ص ٦٥.
[٨]. كمال الدين، ص ٣٧٨.