ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - دست دعا
دست دعا
برداشتى از دعاى عهد
در جشن با شكوه روزى كه آغاز مى شود و در تمامى روزهايى كه شيرينى نام تو بر لبانم مى نشيند، من عهد ديرينه خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مى كنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر مى سازم تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تكرار شود.
طراوت جارى اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمى رود و پيوسته شال سبز محبتش را بر گردن مى نهم تا نوازشگر شانه هاى لرزانم باشد.
خالق مهربان من!
اگر دست تقدير تو، لباس سپيد آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگى ام، تن به خواب زمستانى و ابدى خويش سپرد و ميان من و آن بهار موعود جدايى افتاد، پس در زمانى كه سيماى مهربان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشكار شد، مرا از محراب قبرم برانگيز و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت كن تا لبيك گويان در گرد كعبه وجود مقدسش طواف كنم.
اى اجابت كننده هر دعا!
پنجره قلب منتظران رو به آسمان بيكرانت گشوده است تا به يك اشارت تو، غبار غم و اندوه غيبت از دل ها برخيزد و چشم ها به تماشاى باران ظهور بنشيند.
خدايا!
شب يلداى هجران را به يمن ظهور ماه كاملش، كوتاه كن كه شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشيد جمالش را نزديك مى دانيم.