ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - فرشتگان و جنيان، ياران حضرت
و به آواز بلند مى گويد: «اى جماعت نقبا و اى خاصان و آنانكه شما را [خداوند] پيش از ظهور براى نصرت من ذخيره كرده، از صميم دل و اطاعت كامل، نزد من آييد». صداى مبارك آن حضرت در شرق و غرب عالم به آنها مى رسد، بعضى از آنها در محراب به عبادت مشغول، و بعضى در رختخواب خود مى باشند، به همين يك صدا، همه آواز او را مى شنوند، دعوتش را اجابت كرده، رو به مكه مى آورند. زمانى بس اندك به قدر به هم زدن چشم، همه آنان پيش او در بين ركن و مقام، حاضر مى شوند. خداوند امر فرمايد نورى از آسمان تا زمين، ستون وار كشيده شود و به آن نور، همه مؤمنين كه در روى زمين هستند، روشنايى گيرند و نورى از آن به اندرون خانه هاى مؤمنان تابش نمايد و دل هاى آنان به تابش آن نور، خرم و خرسند مى شود.[١]
١٦. فرج ما هنگامى است كه صاحب اين امر [قائم عليه السلام] با ميراث هاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مدينه خارج شده، رهسپار مكه معظمه گردد. راوى پرسيد: ميراث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چيست؟ فرمود: شمشير، زره، عمامه، برد، تازيانه، پرچم، كمان و زين اسب. آن حضرت چون وارد مكه شد، شمشير را از غلافش درمى آورد، زره، برد و عمامه را مى پوشد، پرچم را برافراشته، تازيانه را به دست مى گيرد و از خداى تبارك و تعالى اذن ظهور مى طلبد.[٢]
فرشتگان و جنيان، ياران حضرت
١٧. مفضل از امام صادق عليه السلام پرسيد: آقاى من! آيا فرشتگان و جنيان [هنگام ظهور مهدى عليه السلام] براى مردم ظاهر مى شوند؟ امام عليه السلام فرمود: به خدا سوگند آرى! و با مردم گفتگو خواهند كرد آنچنان كه با هم سخن مى گويند.
مفضل: آيا فرشتگان و جنيان همراه با مهدى عليه السلام حركت خواهند كرد؟
امام عليه السلام: آرى، مابين كوفه و نجف فرود مى آيند و تعدادشان چهل و شش هزار فرشته و شش هزار جن است.[٣]
١٨. قائم عليه السلام به هر سو كه رود، ابرها بر سر او سايه مى افكنند و با زبانى فصيح مى گويند: اين مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله است كه زمين را پس از وفور بى عدالتى و ستم، پر از قسط و عدالت مى كند. [همچنين] زمين در زير پاى او و يارانش در هم مى پيچد.[٤] [يعنى قدرت طى الارض خواهند داشت] [٢]
١٩. وقتى قائم ما اهل بيت قيام كند، به محله اى از كوفه مى رود. برپا مى ايستد و با دست مبارك خود به جايى اشاره مى كند كه بكنيد آنجا را، حفر مى نمايند، دوازده هزار شمشير، دوازده هزار زره و دوازده هزار كلاه خود از آن خارج مى كنند كه به دوازده هزار نفر از عجم و موالى [ايرانيان] مى پوشاند.[٥]
٢٠. چون قائم آل محمد صلى الله عليه و آله قيام كند، شمشيرهاى نبرد [از آسمان] فرود مى آيند، بر هر شمشيرى اسم خود و نام پدر صاحب آن شمشير را نوشته اند.[٦]
٢١. هرگاه قائم ما قيام كند، خداوند به گوش ها و چشم هاى شيعيان ما، قوه و نيرويى بخشد- و در حالى كه بين آنها و قائم عليه السلام واسطه اى نباشد- با شيعيان ما تكلم فرمايد و آنها مى شنوند و به آن حضرت مى نگرند، در حالى كه آن حضرت در مكان خود مى باشد.[٧] [٣]
٢٢. شيعيان ما در زمان سلطنت قائم عليه السلام بزرگان اهل زمين و حكام بر آنها خواهند بود. به هر مردى از آنها، از جانب خداوند قوت چهل مرد داده مى شود. حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود: شيعيان ما قبل از ظهور، مرعوب دشمنان ما هستند اما وقتى كه امر ما واقع و مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله ظاهر شد، هر يك از شيعيان ما از شير با جرات تر و از نيزه برنده تر شوند؛ دشمنان ما را لگدكوب مى كنند و آنهارا
ادامه در صفحه ٧٠
پىنوشت:
[١]. الفصول المهمة فى اصول الائمه، ج ١، ص ٦٤٧.
[٢]. نجم الثاقب، ص ١١١.
[٣]. كشف الغمه، ج ٣، ص ٢٦٠؛ بحارالانوار، ج ٥١، ص ٨١.
[٤]. منتخب الاثر، ص ٤٧٤؛ الزام الناصب، ص ١٣٩، نجم الثاقب، ص ١٥٦.
[٥]. بيان الائمة، ج ٣، ص ٢٥٥.
[٦]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤٨، الغيبة، ص ٢٣٤.
[٧]. بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٣٢٧؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٦٧٣.
[٨]. الغيبة (نعمانى)، ص ٣١٩؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٥.
[٩]. الغيبة (نعمانى)، ص ٣١٥، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٩.
[١٠]. الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٦٩٠؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٥.
[١١]. الزام الناصب، ص ٢٢٣؛ اعلام الورى، ص ٤٣٢؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٩؛ الارشاد، ص ٣٦٥؛ نجم الثاقب، ص ١٤٨.
[١٢]. بصائرالدرجات، ص ٢٩؛ بحارالانوار، ج ١٢، ص ١٨٢؛ نجم الثاقب، ص ١٧٢.
[١٣]. بيان الائمه، ج ٣، ص ١٢٢، به نقل از نورالانوار والوافى.
[١٤]. الزام الناصب، ص ٢١٦؛ الارشاد، ص ٣٤٣؛ بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٨.
[١٥]. الزام الناصب، ص ٢٠١؛ بشارة الاسلام، ص ٤٦؛ منتخب الاثر، ص ١٨٣؛ معجم احاديث الامام المهدى، ج ٣، ص ١٠٨.
[١٦]. سوره نحل، آيه ١.
[١٧]. الزام الناصب، ص ٢٣؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٧٩ و ٢٨٥ و ج ٥٣، ص ٨.
[١٨]. الزام الناصب، ص ٢١٥؛ بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٧.
[١٩]. الغيبة (نعمانى)، ص ١٤٤؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٠١.
[٢٠]. نجم الثاقب، ص ١٥٢.
[٢١]. بيان الائمه، ج ٣، ص ٢٥٢.
[٢٢]. الاختصاص، ص ٣٣٤، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٧.
[٢٣]. الغيبة (نعمانى)، ص ٢٤٤؛ بشارة الاسلام، ص ٢١٥؛ بحارالانوار ج ٥٢، ص ٣٥٦.
[٢٤]. الكافى، ج ٨، ص ٢٤١؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٦.