ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - به ما نگفتند
سپرد.
و اينها همه همان معجزهاى است كه تنها از دست تو برمىآيد و تنها با دست تو محقّق مىشود.
امّا مگر نه اينكه اينها همه مقدّمه است براى رسيدن به بهشتى كه تو باى آنى.
آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد.
كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟
كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى:
پرندگان در آشيانه خود، جشن مىگيرند و ماهيان درياها شادمان مىشوند و چشمهساران مى جوشند و زمين چندين برابر محصول خوى ر عرضه مى كند.[١]
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مىكنى و عدالت بر همهجا دامن مىگستراند و خدا به واسطه تو، دروغ را ريشهكن مى كند و خوى ستمگرى و درّندى را محو مىسازد و طوق ذلّت و بردگى را از گردن خلايق برمىدارد.[٢]
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مىورزند، آسمان بارانش را فرومىفرستد زمين گياهان خود را مىروياند ... و زندگن آرزو مىكنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و دل و آرامش حقيقى را مىديدند و مىديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرومىفرستد.[٣]
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
همه امّت به آغوش تو پناه مىآورند و همانند زنبوران عسل به ملكه خويش.
و تو عدالت را انچنان كه بايد و شايد در پهنه جهان مىگسترى و خفتهاى را بيدار نمىكنى و خونى را نمىريزى.[٤]
به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى:
رفاه و آسايشى مىآيد كه نظير آن پيش از اين نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مىيابد كه هركه نزد تو بيايد، فوق تصوّرش دريافت مىكند.[٥]
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
اموال را چون سيل جارى مىكنى و بخششهاى كلان خويش را هرگز شماره نمى كنى.[٦]
به ما نگفتند كه وتى تو بيايى:
هيچكس فقير نمىماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مىگردند و پيدا نمىكنند. مال را به هركه عرضه مىكنند، مىگويد: بىنيازم.[٧]
اى محبوب ازلى واى معشوق آسمانى!
ما بىآنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو رت بشناسيم، تو را دوست مىداشتيم و به تو عشق مىورزيديم.
كه عشق تو با سرشتها عجين شده و آمدنت طبيعىترين و شيرينترين نيازمان بود.
ظهور تو بىترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم بهخير خواهد كرد.
|
كلك مشاطه صنعش نكشد نقش مراد |
هركه اقرار بدين حسن خداداد نكرد |