ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ١- ٣ شناخت حجت خدا و امام عصر (عج)
اگر انسان منتظر به وظايفى كه براى او شمرده شده است، عمل كند، به الگوى مطلوب انسان ديندار دست مى يابد و از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار مى شود. به عبارت ديگر، انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به شأن و منزلتى مورد انتظار دين اسلام رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل مى شود.
٣. وظايف منتظران
مورد وظايف و تكاليف شيعيان در دوران غيبت، بسيار سخن گفته شده است. حتى در بعضى كتاب ها، از جمله كتاب مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم تا هشتاد وظيفه براى منتظران خاتم اوصيا حضرت بقيه اللّه- ارواحنا له الفداء- آمده است. ١٣
از آنجا كه تبيين همه وظايفى كه شيعيان در عصر غيبت بر عهده دارند، در اين محدوده نمى گنجد، به شمارى از مهم ترين وظايف اشاره مى كنيم:
١- ٣. شناخت حجت خدا و امام عصر (عج)
اولين و مهم ترين وظيفه اى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد، كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. اين موضوع چنان اهميتى دارد كه در روايات بسيارى كه شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامى اسلام و ائمه معصومين عليهم السلامنقل كرده اند، چنين آمده است: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است». ١٤
در روايت ديگرى، كلينى از امام محمد باقر (ع) چنين نقل مى كند:
«هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد، بميرد، مردنش، مردن جاهليت است و هر آن كه در حال شناختن امامش بميرد، پيش افتادن يا تأخير اين امر [دولت آل محمد عليهم السلام]، او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حالى كه امامش را شناخته، همچون كسى است كه در خيمه قائم [ (ع)] با آن حضرت باشد.» ١٥
توجّه به مفاد دعاهايى كه خواندن آنها در عصر غيبت مورد تأكيد قرار گرفته است، نيز ما را به اهميت موضوع شناخت حجت خدا رهنمون مىسازد؛ چنانكه در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب «كمال الدين» نقل كرده، مىخوانيم:
بارالها! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت. بارالها! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجّت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجّت خود را به من بشناسان كه اگر حجّتت را به من نشناسانى از دينم گمراه مىگردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را [از حق] پس از آنكه خدايتم فرمودى منحرف مگردان. ١٦
امام صادق (ع) در مورد كمترين حدّ معرفت امام مىفرمايد:
«كمترين حدّ معرفت به امام آن است كه [بدان] امام مساوى با پيامبر است؛ مگر در درجه نبوت، امام، وارث پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امرى تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد. ١٧
مؤلّف كتاب ارزشمند مكيال المكارم مراد و مقصود از معرفت امام را كه در روايتهاى يادشده بر آنها تأكيد شده است، چنين توضيح مىدهند:
بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما، كه درودها و سلامهاى خداوند بر ايشان باد، تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست بشناسيم؛ به گونهاى كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مايهى نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدّعيان دروغين باشد و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اول شناختن شخص امام (ع) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ويژگىهاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهمّ واجبات است. ١٨
البته امر دومى كه در كلام ياد شده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهمّيت بيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مىتواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زيرا اگر كسى به حقيقت به صفات و ويژگىهاى امام عصر (عج) و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود،