ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - حكومت جهانى در عصر فن آورى
مريض ولى در رابطه با موشوع فرج، من روايتى كه دلالت كند دعاى ما موجب تعجيل در فرج بشود، نديدهام. انتظار فرج خودش فرج است ما داريم. ولى در نقشههايى كه خداوند كشيده است و چندان ارتباطى به اراده مردم ندارد. گمان نمىكنم دعا تأثيرى در آنها داشته باشد. در واقع دعا براى فرج در جهان اين اثر روحى را دارد كه من منتظر عدل جهانى و فرج در تمام زمين هستم و با حضرت مهدى، عليهالسلام، در ارتباط.
\* آيهالله امامى كاشانى: ما دو بحث داريم يك بحث دعا براى تعجيل فرج است. يك بحث تعجيل خود انسان براى فرج. يكى اين است كه انسان از خدا مىخواهد خدايا حضرت را برسان و ديگر اينكه خودش شتاب مىكند يعنى مىگويد چرا نشد؟ چرا نمىشود؟ چرا نيامد؟ چرا اوضاع و احوال جهان اينطور است؟ چرا فلسطين را اينجور مىكنند؟ اين چيزى است كه نهى شده است. گفتهاند شماها در اين كارها دخالت نكنيد خدا خودش مىداند كى بايد اين امر اتّفاق بيفتد. شتاب كردن و شتابزدگى و عجلههاى جاهلانه انسان مذموم است ولى از خدا خواستن اينكه در تعجيل او شتاب كند نه تنها مذموم است ولى از خدا خواستن اينكه در تعجيل او شتاب كند نه تنها مذموم نيست نيست بلكه دو اثر هم دارد. يك اثرش اين است كه انسان را متوجه ان حضرت مىكند و ديگر اينكه بالاخره دعا و ناله انسان موجب مىشود خداوند تفضل و ترحم كند و فرج را نزديك كند؛ يعنى دعا انسان را مىسازد كه خودش آماده بشود. خداوند هم عنايت مىكند ولى اگر انسان شتاب كرد كه چرا نشد، بيشتر انسان را مأيوس و ناراحت و عصبانى مىكند و آنكه مذموم است اين است.
\* آيا مجاز هستيم منتظر بمانيم كه حضرت خودشان بيايند تا مشكلات را حل كنند؟ آيا اساساً اين نظريه صحيح است؟
\* آيهالله امامى كاشانى: اين از حرفهايى است كه خوب بود در ابتدا آن را مطرح مىكرديد ولى به هر حال اشارهاى به اين مطلب مىكنم. در مورد حركت مىگويند كه موجود از آن مقصودى دارد. معناى انتظار آن است كه انسان به سوى همان نقطهاى كه بايد برسد حركت كند. اينكه در روايات آمده كه حالات انتظار پيدا كنيد يعنى حركت كنيد تا جامعه را آماده كنيد كه شرايط براى ظهور حضرت مناسب شود. اگر بگوييم بنشينيم تا حضرت بيايند اين به معناى توقف است و بر خلاف اصل نظام عالم حركت. در نظامى كه همهاش براساس حركت است من بگويم سكون! اتفاقاً با آقاى طنطاوى رئيس جامعهالازهر مصر و بعضى ديگر همين بحث را داشتيم. آنها از انتظار معناى سلبى مىكردند نه ايجابى و مىگفتند آيا معنايش اين است كه هه ما متوقف و راكد بمانيم. مىگفتم: نه معناى انتظار اين است كه همه بايد حركت و جامعه را آماده كنيم. چند علت دست به دست هم مىدهند تا حضرت ظهور كنند: يك جهتش اين است كه جامعه و مردم روى زمين از ظلم و فساد خسته شوند. خودشان آماده شوند و منتظر فرجى بشوند كه مشكلشان حل شود. جهت ديگر اينكه انسانهايى بايد آماده باشند كه تا حضرت آمدند پا به ركاب باشند. جامعه بايد آماده شود يعنى به سوى هدفى حركت كند كه آن