ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - حكومت جهانى در عصر فن آورى
حكومت جهانى در عصر فنآورى
پرسش و پاسخ با آيةالله امامى كاشانى و حجةالاسلام والمسلمين كورانى
اشاره:
در سومين اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى، عليهالسلام، آيةالله امامى كاشانى و حجةالاسلام والمسلمين كورانى در فضايى صميمى و پر از معنويت به پرسشهاى حضار درباره حضرتش پاسخ دادند كه متن كامل اين جلسه تقديم حضورتان مىگردد.
با توجه به جمله «يملا الأرض قسطا و عدلا» [حضرت مهدى، عليهالسلام، زمين را پر از قسط و عدل مىكنند] چطور است كه باز هم گناه ديده مىشود آن هم در حدى كه براى اجراى حدود لازم مىشود حضرت به علم خويش عمل كنند- آنگونه كه صبح جناب عسكرى، دامظله، فرمودند؟
حجةالاسلام كورانى: درست است كه حكومت حضرت مهدى، عليهالسلام، كل جهان را در برميگيرد ولى هيچ اجبارى براى مردم جهان وجود ندارد. مسأله امكان و قدرت بر انجام معصيت و طاعت محفوظ است و خداوند ميخواهد كه اين اصل محفوظ بماند. «إِنَّالسَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها»[١] برخى چيزها هم در عقايد وجود دارد كه خداوند نميخواهد كاملًا روشن شوند. اهل گناهان و مفسدين در زمان حضرت، صلواتاللهعليه، هر چند كماند ولى مىمانند. مثلًا دجال كه سنّيها در كتابهايشان خيلى بزرگش كردهاند بر اساس منابع مإ؛ يك ضدانقلاب و ضدحركت براى حضرت از ناحيه يهوديان و نواصب است. در آن زمان اينقدر مسائلى نظير ارتباط با ديگر كرات و آسمانها با معجزاتى كه به دست حضرت ظاهر مىشود، روشن مىشوند كه كم هستند كسانى كه ايمان نمىآورند لذا مسأله قضا و حكومت و تعزيرات خيلى لازم است.
آيةالله امامى كاشانى: يك بحثى وجود دارد كه جهان به سوى تكامل مىرود و دو نقطه تكامل در همه اديان و اسلام مطرح است كه نقطه دوم به نسبت اولى اكمل و كاملتر است. نقطه اول تكامل، حكومت امام عصر، ارواحنافداه، است. نقطه دوم هم قيامت است كه در قيامت همه حقايق روشن مىشود و ديگر كسى قدرت خلاف گفتن را هم ندارد. حتى در آنجا وقتى به او بگويند تو چنين كردى نمىتواند بگويد نه و انكار كند. «شَهِدَعَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ»[٢] آنجا عالم بتمام حقيقته و بشراشر وجوده عيان شده است و آن تكامل تكامل واقعى است.
تكامل قبل از آن تكاملى اجتماعى و فردى است و در آن حد نمىباشد. البته اين بحث منحصر به اسلام نيست محققين از اديان مختلف مىگويند. اتفاقاً من كه با بعضى از آقايان مسيحى چه متكلمين آنها و چه فلاسفهشان بحث مىكردم اين حرف را قبول داشتند. مىگفتند: ما هم اين مطلب را قبول داريم و از انجيل هم شواهدى بر اين مطلب مىتوان يافت؛ مثلًا در انحيل متى هست كه وقتى مسيح ظهور و قيام مىكند و با اوليايى كه همراه او خواهد بود عدالت را برقرار مىكند، باطل از بين مىرود و حق هم چنين مىشود. بعد از آن هم قيامت برپا مىشود. اين دو مرحله از تكامل را هم انجيل و هم ديگر كتابهاى اديان مختلف و صاحبان مكتبهاى امروز قبول دارند. در اين بحث كلى چند