ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - حكومت جهانى در عصر فن آورى
اگرچه از دجال كه وضع عمومى مردم چيزى شبيه عصمت است در عين حال باز كم و بيش فاسد وجود دارد كه بعضى سعى مىكنند امام را شهيد كنند، ولى صريح اين را در منابع معتبرمان نديدهايم. در ضمن پس از ١٢ فرزند حضرت رفت و آمد بين آسمان و زمين انجام و آسان مىشود و بعد هم امام حسين، عليهالسلام، مىآيند و از آن زمان رجعت شروع مىشود. خلاصه كلام اينكه نمىتوانيم از نظر علمى ثابت كنيم حضرت چند سال حكومت مىكنند يا آيا شهيد مىشوند يا خير؟ امّا آيا مىتوان قبول كرد كه حضرت كه بناست نتيجه و ثمره ١٢٤٠٠٠ پيامبر باشد آن وقت هفت سال حكومت كنند؟
\* آيةالله امامى كاشانى: البته اگر بنده مىخواستم جواب بدهم مىگفتم كلمه «قتل» و «موت» آمده است ولى واقعيتش اين است كه اينها رسيدگى مىخواهد كه ببنيم اينها از اسلام است يا نه؟ همين مطلبى كه ديشب به يكى از آقايان گفتم، وقتى كه گفتند: روايتى هست كه: «جدّه الحسن بن على، عليهالسلام،» گفتم اول بايد ببينيم آيا اين از اسلام هست يا نه؟ بعد بياييم آن را تبيين كنيم و بگوييم چنين و چنان است. ولى اين مطلب از ريشه و بن غلط است. بنده در تحقيقاتى كه در روايات داشتهام و به صورت گذرا نگاه كردهام ولى هنوز تحقيق و بررسىمان به اين نقطه نرسيده است. مطلبى كه به نظرم مىرسد اين است كه مإ؛ خودمان را در اين ريزهكاريها و دستاندازها نيندازيم و خودمان را در اين وادىها نبريم و درباره آن دسته از مسائل اساسى كه در دنيا مطرح است مثل مسائل مربوط به مصلح جهانى يا خود حضرت ولى عصر، عليهالسلام، كار بكنيم. خودمان را خيلى نبايد در اين پيچ و خمهاى كه آنهايى هم كه در آن كار مىكنند نمىدانند چيست ببريم.
\* اگر كسى امام خود را زيارت كند يا در اين رابطه خوابهايى ديده باشد آيا مىتواند عنوان كند يا اينكه سكوت كند؟
آيةالله امامى كاشانى: اولًا اگر كسى خواب حضرت را ديده باشد يا صحبتى در عالم رؤيا كرده باشند اين را كسى منع نكرده كه نقل كنند. صدوق، رحمة اللهعليه، در كتاب «كمال الدين» خودش اصلًا علت نوشتن اين كتاب را خواب ديدن بيان مىكند و مىفرمايد كه خواب ديدم در كنار حجرالاسود هستم. وجود اقدس امام زمان، ارواحنافداه، را در آنجا ديدم، به من فرمودند: قرار بود چنين كتابى بنويسى پس چه شد؟ اقدام كن. من هم اقدام كردم. آنكه گفتهاند نگوييد تشرف خدمت حضرت است به اين شكل كه يكى بگويد من خدمت حضرت مشرف شدم. البته اين را مگر خواص براى هم بگويند يا براى بقيه هم نادراً گفته مىشود كه خود بحث جدايى است كه البته شايد نبايد هم گفت. اگر آن توقيعى را كه حضرت براى نايب چهارم خودشان- على بن محمد سمرى- مرقوم فرمودند كه پس از مرگ تو «فمن ادّعى المشاهدة فهو كذّاب مفتر»، نكته اين است كه ادعا كند مرا ديده است دروغ گفته است. ادعا معنايش اين است كه بگويد من نايب پنجم حضرتم و واسطه بين مردم و ايشان. يا جور ديگرى كه مىشود معنا كرد اين است كه «فمن ادّعى المشاهدة» يعنى كسى اعلام كند من