ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢- صفات و ويژگيهاى منفى كوفيان
بيعت شجره و ٧٨ نفر آنان از شركت كنندگان در جنگ بدر بودند[١].
درباره رشد آگاهى كوفيان نسبت به بعضى از علوم اسلامى ذكر همين نكته كافى است كه اكثريت گروه ١٢ هزار نفرى خوارج را كه بعد از جنگ صفين از سپاه حضرت على، عليه السلام، كناره گرفتند، قرّاء و حافظان قرآن تشكيل مى دادند.[٢]
به نظر مى رسد مجموع صفات سه گانه فوق است كه باعث ورود رواياتى از زبان ائمه اطهار در مدح كوفه گرديده است. رواياتى كه در آنها از كوفه با عناوينى همچون «جمجمة الاسلام»، «كنزالايمان»، (گنج ايمان) و «شمشير و نيزه خدا كه آن را هرجا بخواهد قرار مى دهد» ياد شده است.[٣]
٢- صفات و ويژگيهاى منفى كوفيان
قبل از بيان اين صفات دو نكته قابل ذكر است:
اول آنكه اين صفات و ويژگيها درباره همه افراد اهل كوفه صادق نيست و دوم آنكه اين صفات خود را در مرحله خاصى بروز داده است و چه بسا در مراحل ديگر به ضدّ اين صفات در ميان كوفيان برخورد نماييم.
الف) دنياطلبى: گرچه بسيارى از مسلمانان صدر اسلام با هدفى خالص و به جهت پيشرفت اسلام و به دست آوردن رضاى خداوند در فتوحات اسلامى شركت جستند، اما افراد و قبايل فراوانى نيز وجود داشتند كه به قصد به دست آوردن غنايم جنگى در اين جنگها شركت كردند.[٤] اين عده كه پس از تاسيس كوفه در آن ساكن شده بودند، بر اخلاقيات ديگر مردم نيز تاثير مى گذاشتند. اينان حاضر به ازدست دادن دنياى خود نبودند و به محض احساس خطرى نسبت به دنياى خود عقب نشينى كرده و برعكس هرگاه احساس حظ و بهره اى مى نمودند، فورا در آن داخل مى شدند. وجود اين خصيصه در كوفيان باعث شده بود از هر جريان و حكومتى كه دنياى آنان را تامين نمايد، طرفدارى نمايند كه جريانات مختلف تاريخى مؤيد اين مدعاست.
در جنگ جمل كه احتمال پيروزى حضرت على، عليه السلام، بر سپاه دشمن كم بود، تعداد كمى از كوفيان به آن حضرت پيوستند، يعنى دوازده هزار نفر[٥] كه شايد حدود ده درصد جمعيت كوفه را تشكيل مى داد. گرچه اين تعداد كم از ميان افراد با ايمان و شجاع كوفه بودند و توانستند سرنوشت جنگ را تغيير دهند. اما در جنگ صفين كه حكومت على، عليه السلام، را سامان يافته ديدند و اميد فراوانى به پيروزى داشتند، رغبت بيشترى به شركت در جنگ نشان دادند، به طورى كه تعداد سپاهيان آن حضرت، عليه السلام، را در اين جنگ بين ٦٥ تا ١٢٠ هزار نفر نگاشته اند[٦] كه تعداد افراد غيركوفى آن، ناچيز بود.
پس از حضرت على، عليه السلام، تعداد فراوانى از كوفيان به سپاه امام حسن، عليه السلام، پيوستند، اما هنگامى كه ضعف آن سپاه را مشاهده نمودند، دسته دسته خود را از آن بيرون كشيدند.
تعداد فراوان بيعت كنندگان با مسلم كه رقم آنها را بين ١٢ تا ٤٠ هزار نفر نوشته اند،[٧] نيز مى توان طبق همين اصل توجيه نمود؛ زيرا در آن هنگام از سويى به علت مرگ معاويه و جوانى و خامى يزيد، حكومت مركزى شام را در ضعف مى ديدند و از سوى ديگر به علت ضعف فرماندار كوفه يعنى «نعمان بن بشير» او را قادر به مقابله با يك قيام جدى نمى دانستند.
حتى پس از ورود عبيدالله به كوفه و تهديد كردن مردم، هنوز اميد به پيروزى داشتند و لذا تعداد زيادى از آنها به همراه مسلم در محاصره قصر عبيدالله شركت كردند؛[٨] اما هنگامى كه احساس خطر نمودند، مسلم را تنها گذاشته و به خانه هاى خود گريختند، اين احساس خطر هنگامى شدت گرفت كه شايعه حركت سپاه شام از سوى طرفداران عبيدالله ميان مردم انتشار يافت،[٩] ترس از سپاه شام را نيز مى توان يكى از نتايج دنياطلبى كوفيان دانست.
و از اينجا به عمق كلام امام حسين، عليه السلام، هنگام فرود در سرزمين كربلا پى مى بريم كه فرمود:
الناس عبيد الدنيا والدين لعق على السنتهم يحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون
مردمان بندگان دنيايند و دين مانند