ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٢- صفات و ويژگيهاى منفى كوفيان
امرى ليسيدنى بر زبان آنها افتاده است، تا هنگامى به دنبال دين مى روند كه معيشت آنها برقرار باشد، اما هنگامى كه در امتحان افتند، دينداران اندك خواهند بود.[١]
ب) نظام ناپذيرى: بيشتر ساكنان كوفه را مردمى تشكيل مى دادند كه قبل از شهرنشين شدن، در ميان قبايل خود، در صحراها و بيابانها ساكن بودند و بدويت عربى بر آنها حاكم بود و اين اولين بار بود كه شهرنشينى را تجربه مى كردند.[٢] يكى از ويژگيهاى اين صحرانشينان، آزادى بى حدو حصرى بود كه در صحرا و بيابان داشتند، اين ويژگى باعث مى شد تا در مقابل قوانين و مقررات يك نظام منسجم تحمل كمترى داشته باشند و اين درست نقطه مقابل مردم شام بود كه قرنها از شهرنشينى آنها مى گذشت و لذا در مقابل حكومت، مردمى مطيع و آرام بودند.
معاويه هنگام شمردن برتريهاى خود بر حضرت على، عليه السلام، مى گويد:
من در ميان مطيعترين لشكريان بودم، درحاليكه او (حضرت على، عليه السلام،) در ميان نافرمانترين سپاه به سر مى برد.[٣] نظام ناپذيرى كوفيان باعث مى شد تا آنها از آغاز تاسيس كوفه دائما با اميران و واليان خود در كشمكش باشند، به گونه اى كه عمر خليفه دوم را ازدست خود به ستوه آوردند، او در مقام شكوه از آنها گفت:
چه مصيبتى بالاتر از اين كه با صدهزار جمعيت (مقاتل) روبرو باشى كه نه آنها از اميران خود خشنودند و نه اميران ازدست آنها رضايت دارند.[٤] در ميان قومى اين چنين تنها واليانى مى توانند حكومت كنند كه يا چنان رفتار نمايند كه با عقايد و خواست هاى مردم برخوردى نداشته باشند و يا آنكه با شدت عمل و ديكتاتورى به سركوب اعتراضات مردم بپردازند.
لذا مى بينيم يكى از حاكمانى كه طولانى ترين مدت حكمرانى را تا سال ٦١ هجرت در كوفه داشت مغيرة بن شعبة است كه از سال ٤١ هجرى تا سال مرگش در سال ٥٠ هجرى از سوى معاويه عهده دار حكومت كوفه بود. او سعى مى كرد، طورى رفتار نمايد كه كمترين تعارض را با مردم وگروه هاى مختلف داشته باشد و لذا وقتى به او مى گفتند: فلانى داراى عقيده شيعى يا خارجى است، جواب مى داد: خداوند چنين حكم كرده كه مردم مختلف باشند و او خود بين بندگانش حكم خواهد كرد.[٥] مى توان چنين گفت كه چنين جامعه اى امير عادل و آزادانديش را برنمى تابد، در اين جامعه از اينگونه واليان سوءاستفاده مى كنند و در مقابل آنها به معارضه برمى خيزند كه نمونه آن را در رفتار كوفيان با حضرت على، عليه السلام، مشاهده مى كنيم.
امير مناسب اين جامعه افرادى همانند «زياد بن ابيه»، «عبيدالله بن زياد» و «حجاج بن يوسف ثقفى» مى باشند كه با خشونت و ظلم آنها را وادار به اطاعت از حكومت نمايند.
ج) اجتهادات نابجا: اين خصيصه را درحقيقت مى توان از نتايج خصيصه قبل دانست.
كوفيان كه در ميان آنها صحابه و قاريان فراوانى بودند، خود را در بيشتر مسائل و حتى مسائل حكومتى و جنگى صاحب نظر دانسته و در مقابل حكومت بر ديدگاه خود