ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ١ در انتظار ققنوس
١٨٣ منبع و ٢٠٠ منبع توسط مترجم مىباشد و فصل چهارم كتاب از بخش اول حاصل كار مشترك مؤلف محترم و محقق گرامى دكتر عبدالجبار شراره است.
بخشهاى افزوده شده توسط مترجم از اين قرار است:
١- مقدمه: كه پس از بيان حقوق امام، عليهالسلام، بر مواليان و وظيفه علماى دينى در عصر غيبت، در باب معرفى حضرت به معرفى رقم قابل توجهى از كتب نوشته شده درباره حضرت از شيعه و سنى در سه مقطع پيش و پس از تولد حضرت و سده اخير و علاوه بر آن به بيان آمار كتب انتشار يافته بر حسب موضوع مىپردازد. پايان بخش مقدمه، معرفى كتاب و ترجمه آن مىباشد.
٢- بخش دوم (مهدىباورى): كه شامل يك مقدمه مختصر و هفت فصل با عناوين زير است:
فصل اول: مهدىباورى و ضرورت تعميق پيوندهاى عاطفى با امام زمان، عليهالسلام (شامل تعريف ايمان و ايمان به غيب)؛
فصل دوم: مهدى باورى و امنيت روانى (شامل بعد حمايتى وجود حضرت و نقش ايشان در ايجاد اميد براى زندگى)؛
فصل سوم: كالبد شكافى انتظار (شامل تعريف واژه انتظار و ريشه يابى دشواريهاى آن)؛
فصل چهارم: بعثت انبيا و انقلاب مهدى، عليهالسلام، (شامل فلسفه بعثت انبيا و نقش حضرت با توجه به رسالت انبيا در مساله نشر يكتاپرستى)؛
فصل پنجم: شيعه قافله سالار كاروان انتظار (بيان تاثير ايمان به حضرت بر فرهنگ تشيع از ديدگاه مستشرقين)؛
فصل ششم: توطئه استكبار جهانى عليه مهدى باورى (كه هدفش بيان دخالتهاى مستقيم و غير مستقيم دشمنان در تحريك برخى از جاهلان جهتحمله به اين مباحثبا اشكال و طرق گوناگون است)؛
فصل هفتم: سر نهان در سپهر ادب كه اشعار و غزلياتى را كه از علماى بزرگوارى نظير امام خمينى ملامحسن فيض كاشانى، ملاهادى سبزوارى، مرحوم كمپانى، شيخ فضلالله نورى و مرحوم الهى قمشهاى، رحمةالله عليهم اجمعين، و آيتالله مكارم شيرازى، دامتبركاته، به عنوان حسن ختام كتاب آوردهاند.
از جذابترين قسمتهاى بخش دوم فصل پنجم آن است كه بيان مستشرقين درباره حضرت است كه به قول مترجم محترم: «خوشتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران».
در آنجا از ماربين، محقق آلمانى، چنين نقل مىكنند:
... گويا فرد فرد شيعه، بدون استثناء شب كه به بستر مىروند به اميد ترقى و عالمگيرى مذهب و اقتدار خود، صبح از خواب بر مىخيزند. بر دانشمندان اجتماعى روشن است اگر چنين عقيدهاى در ميان فرد فرد ملتى گسترش يافته و رسوخ كند ناچار روزى اسباب طبيعى براى آنان فراهم خواهد آمد ...
و از هانرى كربن اسلامشناس و شيعه پژوه مشهور فرانسوى اينچنين نقل مىكند:
... آنچه تشيع درباره شخصيت دوازده امام براى خود تبيين كرده كه نه «حلول» است كه هبوط خداوند را در تاريخ تجربى در بردارد و نه عقايد «لا ادريه» كه انسان را با عالمى كه خداوند آن را ترك كرده است، مواجه مىسازد