ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - راز بقاى ايران عنايات اهل بيت، عليهم السلام (٢)
تكملههاى سرى ديگرى به آن زدند و ايران را هم عملااشغال كردند؛ اما نشد. پس از آن، انگليسها، به عنوان فاتح عمدهجنگ جهانى مزبور، در خلا فروپاشى امپراتورى تزارى وخلافت عثمانى در مقام آن برآمدند كه ايران را تحت الحمايه خويش قرار دهند و براى اين كار نيز قرارداد ١٩١٩ وثوق الدوله- كاكس را منعقد كردند و در راه پيشبرد آن رشوهها دادند و داغ و درفشها به كار بردند؛ اما ... نشد؛ امپراتورى مغرور تزارى وخلف بلند پرواز بالشويك آن، و بريتانياى كبير (كه آفتاب در مستعمراتش غروب نمىكرد) همگى رفتند و عثمانى نيز صد پاره شد و هر پاره آن لقمهاى در كام يك قدرت استعمارى، ولى ايران مانده است و به خواستخداى متعال مىرود كه كيان و شكوه گذشته خويش را نيز از سرگيرد! به قول يكى از سياستمداران قديمى كشورمان: «ايران به بار پنبهاى مىماند؛ از هر سو بيفتد عيب نمىكند!» چرا؟!
به قول يكى از نويسندگان معاصر:
گويى روزگار همه بلاها و بازيهاى خود را بر ايران آزموده وآن را تا لب پرتگاه نيستى برده و از افتادن بازش داشته است. ايران از سخت جانترين كشورهاى دنياست، دورههايى بوده كه با نيم جانى زندگى كرده ولى از نفس نيفتاده، چون بيمارانى كه مىخواهند نزديكان خود رابيازمايند درست در همان لحظه كه همه از او اميد برگرفته بودند چشم گشوده و زندگانى را از سر گرفته است!
راستى، هرگز به رمز «بقاى ايران»، و «دوام استقلال» آن در اين فضاى سرشار از توطئه و تجاوز قدرتهاى خارجى انديشيدهايم؟! آن هم قدرتهايى كه در عين تضاد منافع با يكديگر، همواره بر سر تجزيه وبلع ايران اسلامى شيعه با هم «اشتراك منافع» و «وحدت نظر و عمل» داشتهاند؟!
ژنرال پاسكيويچ، فرمانده كل ارتش تزارى در عصر فتحعليشاه كه دوره دوم جنگهاى ايران و روس را با پيروزى كامل روسيه وشكست فاحش ايران به پايان برد، زمانى كه پس از گذشت مدتى از آن جنگ، احساس كرد كه ايرانيها، با مشاهده درگيرى ميان تركان عثمانى با روسهاى تزارى، در مقام تجديد حمله به قفقازند، در تابستان ١٨٢٨ به عباس ميرزا چنين نوشت:
تكيه بر مواعيد سياسى دولت انگلستان و اعتماد به اقوال تركها، هر دو باعث زيان وخسران ايران است. انگلستان قدمى براى دفاع از ايران در مقابل روسيه برنمىدارد و تنها منظور وى محافظت هندوستان است.
سپس افزود:
سياستمداران جهان، وجود دولت عثمانى را براى حفظ موازنه و تعادل اروپا لازم مىدانند. ليكن هيچ نظر وتوجهى ندارند كه حكومت ايران از چه قرار است و سلطنت آن با كى و چه خانوادهاى است؟
در ميان انگليسها نيز كم نبودهاند