ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - راز بقاى ايران عنايات اهل بيت، عليهم السلام (٢)
قرارداد مزبور چيده بود، بزودى از ايران يك هند يا مصر ثانى مىساختند.
آگاهان به تاريخ قرن اخير ايران مىدانند كه تنها، يك قرارداد دارسى و كمپانى نفت ايران و انگليس، در نيمه اول قرن بيستم، چه مشكلات عظيم و پيچيدهاى را در كشورمان به وجود آورد و چه كابينههايى را سرنگون كرد. و انگليسيها، با چه تمهيداتى، سردار اسعد بختيارى (سهامدار نفت جنوب) را از لندن به خوزستان شيخ خزعل و از آنجا به تهران فرستادند تا دولت مركزى را سرنگون سازد ... ونيز چگونه برخورد تند آنها در شهريور ١٣٢٠ با رضاخانى كه خود آورده بودند ريشه در كشاكش وى در نيمه دوم عصر حكومتخويش با انگليسها بر سر نفت داشت؟ وبالاخره مىدانند كه ملى كردن صنعت نفت چه هزينه سنگينى براى ملت ما (كه يكى از آنها، كشتار ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و تجديد موج اختناق و سركوب پس از آن بود) دربرداشت. بنابراين، اگر قرارداد امتيازات رويتر يا رژى، كه قلمرو اجراى آن تمام ايران بود، در بخشى از خوزستان، پياده مىشد، چه فجايعى را به وجود مىآورد و كار ايران واسلام را به كجا مىكشانيد؟!
و شگفتا كه، نه تنها قرارداد اجرا نشد، بلكه دولت مقتدر لردساليسبورى (نخستوزير وقت انگليس) نيزكه حامى قرارداد بود سرنگون گشت!
انگليسيها با عقد قراردادد ١٩١٩ وثوق الدوله- سر پرسى كاكس در زمانى كه از قدس و عراق و عربستان گرفته تا ايران و قفقاز و حتى خانه استالين (گرجستان) در اشغال قواى نظاميشان قرار داشت، بر آن بودند كه يكباره به همه آرزوهاى استعمارى ديرين خويش در ايران جامه تحقق بپوشانند و در اين راه فكر همه چيز را نيز كرده بودند، اما در فرجام، لرد كرزن (وزير خارجه قهار انگليس، وطراح و مبتكر قرارداد ١٩١٩) چه بهرهاى از اين همه تلاش و ترفند و دسيسه در راه تحت الحمايه ساختن ايران، برد؟ هيچ! ملعنت تاريخ، وسقوط كامل حيثيت و نفوذ انگليس در ايران! او خود، در ٣٠ مه ١٩٢٢ م به «سر پرستى لورين»، سفير قتبريتانيا در ايران، با تلخكامى اعتراف مىكند:
ما در مدت ده سال اخير، ميليونها ليره در ايران خرج كردهايم يا آن را به هدر دادهايم ... در اينجا [انگلستان] شما وزير خارجهاى داريد كه در گذران ٣٥ سال، در مقايسه با كسانى كه روزها و ساعتهاى زيادى را صرف تماميت و آزادى [!] ايرانيان كردهاند، سالهاى زيادى را صرف اين كار كرده است.
نتيجه همه اين تلاشها چه بود؟ سقوط كامل حيثيت و نفوذ بريتانيا در ايران؛ و بدان گونه كه داورى مىكنم، بيزارى دوستان انگليسى از ما!
آنچه گفتيم، بخشى از توطئههاى سياسى يا حملات نظامى استعمار به كشورمان بود. تهاجم فرهنگى و ايجاد مرامهاى ساختگى استعمارى نيز نظير بابيگرى و ازليگرى و بهائيگرى وكسرويگرى و ... يا تبليغات الحادى گروههاى چپ و نيز فعاليتهاى تبليغى ميسيونهاى تبشيرى و تاسيس انجمنهاى ماسونى وابسته به انگليس و فرانسه و امريكا و امثال آن- كه موريانهوار به جان وحدت ملى، مذهبى مردم اين ديار افتاده و تار وپودآن را مىجوند- جاى خود را دارد.
در همين زمينه، درخور ذكر است