ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - با حافظ در اشتياق ظهور
تارك ادبيات اين مرز و بوم، بحق جاى داده اند.
بررسى كلام آسمانى حافظ سابقه اى بس كهن و ديرينه دارد و چه بسيار كسان كوشيده اند تا با نگرشى ژرف از رموز سحرانگيز كلام او آگاهى يابند و راز ماندگارى اين افسون شرقى را دريابند.
جستجو در آثار و احوال حافظ و برشمردن ويژگيهاى لفظى و معنوى اثر جاودان او موجب شده است كه هر از چندى، درى از اين خزانه غيب گشوده شود و چشم خلايق به جلوه ديگرى از اين معدن بلاغت و حكمت روشن گردد.
ناگفته نماند كه در بسيارى از تحليلها و بررسيهاى به انجام رسيده در اين قلمرو بيشتر ويژگيهاى سبكى و ادبى شعر خواجه مورد توجه بوده و در حيطه مرام و مشرب و جهان بينى حافظ كار كمترى صورت پذيرفته است و دريغا كه در برخى از مطالعاتى كه در اين زمينه انجام شده، به سبب خامى و سطحى نگرى مغرضانه و يا ناآگاهانه چهره تحريف شده اى از حافظ قرآن با چهارده روايت ارايه شده است، كه البته مورد اعتناى هيچ پژوهشگر فرهيخته اى قرار ندارد. لذا آنچه زمانه ما به دنبال اوست رهيافتى نو به عمق اين وسعت نامتناهى است و «حافظ در اشتياق ظهور» عنوان كتاب تازه اى است از «عبدالعظيم صاعدى» شاعر و پژوهشگر آشناى روزگار ما كه مى كوشد از دريچه ديگرى بر اين حقيقت والا نظر افكند.
از صاعدى، علاوه بر اين اثر، تاكنون كتابهايى مانند: «آنجا كه خدا را مى توان يافت»، «غنچه هاى سرخ سجود»، «چرا با من نمى خوانى»، «سلام بر بعثت»، «فقط عشق مى تواند»، «كليد هفت آسمان»، «حافظ خلوت نشين»، «نام ديگر زمين»، «با حافظ تا كهكشان عرفان و اخلاق» و مقدمه هايى بر «تماشاگه راز» و «ديوان پروين اعتصامى» نيز چاپ و منتشر شده است.
و اما نگاه صاعدى در اين كتاب بر مذهب و عرفان متكى است و موضوع اصلى و اساسى بحث او، اصل «مهدويت» در اشعار خواجه است كه در مقايسه با بحثهاى رايج درباره حافظ، سخنى تازه و جذاب است كه اگر از اين روزن به شعر حافظ بنگريم جهانى ديگر را شاهد خواهيم بود فراتر از آنچه مى پنداشتيم.
در كارنامه قلمى صاعدى سابقه آشنايى او با حافظ باز مى گردد به مقدمه اى كه بر كتاب ارجمند «تماشاگه راز»،[١] همچنين كتاب «با حافظ تا كهكشان عرفان و اخلاق»[٢] كه در همين كتاب وى در مبحث «حديث و روايت در شعر حافظ شيراز» بحث «مهدويت در اشعار خواجه» را مطرح نموده است كه البته بسيار فشرده به اين مطلب پرداخته و بى گمان همين بحث انگيزه وى در تاليف كتاب جديد اوست به اعتراف صاعدى در تاليف اين كتاب، وى از كتاب «خورشيد مغرب»[٣] بهره فراوان برده است، كه البته اين موضوع مربوط به بخشهاى نخست كتاب است كه پيرامون وجود مقدس حضرت امام عصر (ع) تدوين شده است.
كتاب بى هيچ ديباچه اى وارد اصل مطلب مى شود و با طرح مساله فلسفه اعتقاد به موعود و خاستگاههاى چنين نگرشى، ادوار مختلف تاريخ بشرى را مورد كاوش و بررسى قرار مى دهد.
اعتقاد به دوره آخرالزمان (فتوريسم) عقيده اى است كه در كيشهاى آسمانى يهود (جوداييسم)، زردشتى (زوراستريانيسم) و مسيحيت به مثابه يك اصل مسلم پذيرفته شده است و درباره آن در مباحث تئولوژيك مذاهب آسمانى، رشته تئولوژى بيبليكال كاملا شرح و بسط داده شده است. علاوه بر اين در آثار مصر قديم و در كتابهاى هندوها و بوداييان نيز نويد ظهور منجى درج شده است. كتاب اوستا، كتاب زند، كتاب جاماسب نامه، كتاب داتستان دينيك و كتاب زردشت نامه آثارى هستند كه در آن بشارت ظهور «سوشيانت مزديسنا» را مى بينيم، همانگونه كه در آيين هندوان در كتب «مهاباراتا» و «پورانا» و يا در كتب مقدس يهوديان مانند كتابهاى دانيال پيامبر، كتاب حجى (حكا) پيامبر، كتاب اشعياى پيامبر و «زبور» حضرت داود (ع) و يا در كتب مقدس مسيحيان همچون «انجيل متى»، «انجيل لوقا»، «انجيل مرقس»، «انجيل برنابا» و «مكاشفات يوحنا» مژده ظهور مصلح عالم بشريت ذكر شده است. پس بدين ترتيب شكى باقى نمى ماند كه سوشيانت مزديسنا، به منزله كريشناى برهمنان، بوداى پنجم بوداييان، مسيح يهوديان، قار قليط عيسويان و همانا مهدى صاحب الزمان (ع) مسلمانان است.
ريشه هاى قرآنى مهدويت، ولادت مهدى، نامهاى آن حضرت، القاب آسمانى، مهدى در بيان رسول خدا، صحابه و ائمه معصوم، مهدويت در نوشتار شيعه، مهدى در كتب اهل سنت، مهدويت در قلمرو