ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - بخش دهم ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
خداوند امر كرد، و مردم را از پليديها و سركشى نهى كرد، و آنها را از عذابهاى الهى ترساند و حجت را بر آنها تمام كرد.
بخش هشتم: برخورد شديد دشمن با امام حسين (ع)
در اين قسمت بيان مى كند كه وقتى امام حسين (ع) حجت را بر آنها تمام كرد به مبارزه با آنها پرداخت و آنها پيمان و عهد و بيعت شكستند، به جنگ ابتدا كردند و با هر وسيله اى به امام حسين (ع) و يارانش ضربه زدند و امام حسين (ع) نيز با قدرت تمام به مقابله با آنها پرداخت. سپس در ادامه چنين آمده است:
«و چون دشمنان تو را ثابت قدم و قويدل ديدند، براى تو دامهاى مرگ آفرين قرار دادند، و آب را بر تو بستند و تو را تيرباران و سنگ باران نمودند، و با زخمهاى فراوان تو را از پاى انداختند و راه نجات را برايت بستند و كار به جايى رسيد كه ديگر برايت ياورى نمانده بود و لى در عين حال همه چيز را به حساب خدا گذاشته بودى و صابر بودى و از زنان حرم و فرزندانت دفاع مى كردى، تا آنجا كه تو را از اسب سرنگون ساختند واسبها تو را لگدكوب مى كرد و تجاوزگران با شمشيرهايشان بر تو ضربه مى زدند، در اين هنگام عرق مرگ بر پيشانيت نشست ... و تو هنوز گوشه چشمى به سوى حرم و خيمه هايت مى گرداندى.»
سپس در ادامه واقعه چنين آمده است:
«اسب توشيون كنان از تو دورشده، شيهه كشان و گريه كنان به قصد خيام حرم سرعت مى گرفت. پس چون زنان حرم اسب تو را بلازده و زين را واژگون ديدند، از خيمه ها بيرون آمدند در حالى كه موهايشان را پريشان كرده و بر صورتهاى خويش سيلى مى زدند و نقاب از چهره انداخته بودند و با صداى بلند مى گريستند، در حالى كه بعد از عزت ذليل شده بودند و به سوى قتلگاه تو مى شتافتند و در اين حال شمر بر روى سينه تو نشسته بود و شمشيرش را در گلويت فرو مى برد و از خون گلويت سيرابش مى كرد و با دستش محاسن ترا گرفته بود و با شمشير تيزش سر از بدنت جدا مى كرد. در اين حال حواست از حركت باز ايستاد و نفسهايت پنهان شد و سرت بر بالاى نيزه ها رفت و ...»
بخش نهم: وقايع بعداز شهادت و آثار آن
در اين بخش سخن از اسارت اهل بيت و به غل و زنجير كشيدن و حركت دادن آنها در صحراها در هواى گرم و سوزان در بازارهاست. سپس خطاب به امام حسين (ع) چنين آمده است:
«با كشتن تو اسلام را كشتند و نماز و روزه را متروك ساختند، و سنتهاى الهى و احكام دين را شكستند و پايه هاى ايمان را ويران نمودند و آيه هاى قرآن را تحريف كردند و در ظلم و تجاوز سرعت گرفتند .... و كتاب الهى مهجور واقع شد ... و با فقدان تو ذكر الله اكبر و لااله الاالله و حرام و حلال خدا و تنزيل قرآن، مفقود شد و بعد از تو تغيير و دگرگونى و بى دينى و تعطيل دين و هوا و هوسها و گمراهيها و فتنه ها و باطلها ظاهر گشت.»
بخش دهم: ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
بخش پايانى زيارت به توسل به خاندان عصمت و طهارت: اختصاص يافته و زائر با واسطه قرار دادن ارواح پاك امامان معصوم سعادت دنيا و آخرت و پاك شدن از همه گناهان و پليديها را از خداوند درخواست مى كند.
پيام اين بخش از زيارت اين است كه تمام اين تكريم هايى كه نسبت به اهل بيت (ع) مى شود به خاطر اينست كه اينها چون بر اقرار به خدا ثابت قدم بودند و مطيع و ياور پيامبر بودند و از نورى كه با پيامبر نازل شد تبعيت كردند، بنابراين، تنها وسيله اى هستند كه مى توانند واسطه بين ما و خدا گردند و در آخرت نيز شفيع ما واقع شوند فلذا در زيارت جامعه نيز مى خوانيم:
«خدايا! اگر من شفيعانى نزديكتر از محمد و اهل بيت اخيار و ابرار او: مى يافتم، آنها را در درگاه تو شفيع قرار مى دادم.»
«اللهم ثبتنى على الاقراربك و احشرنى عليه والحقنى