ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - كشيك چى
بايد گفت «فراغت» تنها براى اين انسان معنى پيدا مى كند.
سالهاست كه همگى از بحرانى دم مى زنيم كه اساس اخلاق و زندگى مردم را به خطر انداخته است.
آيا هيچ پرسيده ايم كه اين بحران از ميان كدام بستر برخاسته است؟
مگر نه اين است كه بحران، محصول طبيعى درگيرى نيروهاى متناقض است؟
آيا هيچ پرسيده ايم كه ميان آنچه براى انسانها عرضه مى كنيم و خاستگاه نهاد آدمى چه نسبتى وجود دارد!؟
آيا هيچ پرسيده ايم كه اين همه دستورالعملهاى اجتماعى و اخلاقى و ... را از ميان كدام منابع و با كدامين مبانى استخراج كرده ايم!؟
آيا اينها در جايى انسان را با خود و با فرايند حاصله از تناقض و كشمكش نيروها درگير نمى سازد!؟
پس چگونه است كه خود از بحران دم مى زنيم و در همان حال عاملى براى بسط بحرانها مى شويم بايد توجه كرد كه بحران مخربى كه بسيارى از مناسبات مادى و فرهنگى ملتهاى مسلمان را در برگرفته ناشى از خلاء مطالعات فرهنگى است.
هيهات كه برنامه ريزان، سياستگذاران و مجريان پيش از مطالعه فراگير درباره مسايل نظرى و فرهنگى و كشف رابطه ميان اعمال و مناسبات خرد و كلان و در باب سابقه تاريخى موضوعات، برنامه هاى اجرايى را تدوين نموده و امر به اجراء داده اند.
هشدار كه تا غول بيابان نفريبد به سرابت