ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامى
نشانههاى جامعه و تمدّن منحط
براى شناسايى يك پديده، علائم ويژهاى وجود دارد. فرهنگ و تمدّن منحط نيز به عنوان يك پديده، نشانههايى دارد كه جهت آگاهى از وضعيّت آن جامعه، مىتوان به آسانى به وسيله آن علائم، چنين جامعهاى را شناسايى نمود. بعضى از اين نشانهها از ديدگاه قرآن عبارتند از:
- عصيان و نافرمانى از دستورات الهى؛
- تكبّر و خودبرتربينى و كوچك شمردن ديگران؛
- توجّه به امتيازات مادّى به جاى امتيازات علمى و معنوى؛
- نسبت دادن گناه خود به ديگران؛
- اغوا و فريب و گمراه ساختن مردم؛
- افترا به خدا براى پيشبرد مقاصد شيطانى؛
- رياكارى و پوشيدن لباس خيرخواهى.[١]
واكنشهاى مقابل عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن
در نظام جهان، قوانين (نواميس و سنّتهايى) حاكم است كه در برابر كنشهاى اختيارى انسانى واكنش نشان مىدهند. اين واكنشها را نمىتوان جزو عوامل انحطاط فرهنگها و تمدّن به حساب آورد، اگرچه ممكن است تير خلاص بر يك جامعه ببارند.
اين واكنشها- چه آنها را از جنود و لشكريان خداوند بدانيم كه همين طور است و چه آنها را عملكرد خودكار جهان طبيعت بدانيم كه منافاتى با جنود بودن براى خداوند ندارند- پس از عملكرد سوء انسان بر جامعه عارض مىشوند. واكنشهاى برابر عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن انسانها را قرآن، عذابهاى الهى مىنامد و ممكن است به شيوههاى ذيل تحقّق پيدا كنند:
غرق شدن در آب، ارسال بادهاى سرد و سخت، قحطى و خشكسالى، خسف يا فرو بردن در زمين، ارسال صيحه و صاعقه آسمانى، نزول بارانهاى سنگ از آسمان، مسلّط ساختن بعضى از ستمگران بر بعضى ديگر جهت عذاب آنها، ايجاد تفرقه و درگيرى.[٢]
عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامى
عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامى با توجّه به محور تقسيم و جهات متعدّد، تقسيمات گوناگونى دارند كه بعضى از آنها عبارتند از:
١. تقسيمبندى به جهت كلّى و جزئى بودن عوامل؛
٢. به جهت درونى و بيرونى كردن عوامل؛
٣. به جهات مادّى و غيرمادى بودن عوامل؛
٤. به جهت مكانهاى مختلف تحقّق عوامل؛
٥. به جهت زمانهاى مختلف تحقّق عوامل؛
٦. به جهت سلسلههاى مختلف حكمرانى؛
٧. به جهت قوميتها و نژادها؛
٨. به جهت افكارو عقايد مختلف؛
٩. به جهت اشخاص و شخصيتهاى مختلف؛
١٠. به جهت شدّت و ضعف؛
١١. به جهت اصل دين و پيروان آن؛
١٢. به جهت عوام و خواص و ....
در اين مقاله به جهت اختصار، بررسى همه تقسيمات و احصاى همه عوامل انحطاط، نه مطلوب است و نه ممكن. بنابراين در اينجا به كلّيات و عوامل اصلى انحطاط اشاراتى شد.
پىنوشتها:
١. يوسف/ ١٠٩.
٢. نهجالبلاغه.
٣. زيدان، جرجى، تاريخ تمدّن اسلام (ترجمه على جواهر كلام)، ص ٢١٨.
٤- جهت آگاهى بيشتر از امور و علوم دخيل در نظور حيات انسان به" آدلر، فيليپ جى، تمدّنهاى عالم، ترجمه محمدحسين آريا، ج ١ ص ٣٠- ٢٧" مراجعه شود.
[٥]. قانع، احمدعلى، علل انحطاط تمدّنها از ديدگاه قرآن كريم، ص ٣٥.
[٦]. همان.
[٧]. همان.
[٨]. مطهّرى، مرتضى، فلسفه تاريخ، ص ٢٢١.
[٩]. نهجالبلاغه.
[١٠]. نهجالبلاغه.
[١١]. قانع، احمدعلى، علل انحطاط تمدّنها از ديدگاه قرآن كريم، ص ٦٤- ٦١.
[١٢]. همان، ص ٦٣- ٦٨.
١٣. قصص/ ٧٧.
١٤. قربانى، زينالعابدين، علل پيشرفت اسلامى و انحطاط مسلمين، ص ٢٩٦- ٢٩٩.
١٥. همان، ص ٢٩٦- ٢٩٩.
١٦. همان، ص ٣٣٩.
١٧. نهج البلاغه.
١٨. غررالحكم.
١٩. همان،.
٢٠. زيدان، جرجى، تاريخ تمدّن اسلام (ترجمه على جواهر كلام)، ص ٣٣٣.
٢١. همان، ص ٩٨٠.
٢٢. قربانى، زينالعابدين، علل پيشرفت اسلامى و انحطاط مسلمين، ص ٣٩٠- ٤٠٠