ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - سوره معارج
مىگويد: پيغمبر (ص) فرمود:
هرگز براى شما جز اين كس كه دستش را گرفتهام و بازويش را فرا داشتهام، ديگرى قرآن را تفسير نمىكند. او معلّم و آموزنده شماست. هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست. لزوم دوستى و موالات او از طرف خداوند- عزّوجلّ- بر من نازل شده است. آگاه باشيد! همانا من ادا نمودم و تبليغ كردم. بدانيد! من شنواندم و واضح ساختم. بعد از من براى احدى جز او عنوان «اميرالمؤمنين» روا و سزاوار نيست (سپس افزود) اى مردم! اين برادر و وصى و فراگيرنده علم من است و در ميان آنان كه به من ايمان آوردهاند، جانشين من براى تفسير كتاب پروردگار است ...» «اى مردمان! به خدا و رسول خدا و نورى[١] كه با او فرستاده است، بگرويد و ايمان بياوريد ... آن نور خداوندى با من است و بعد با على و سپس با اولاد او خواهد بود تا قائم مهدى (ع) ....[٢]
آيه اكمال دين
«الْيَوْمَأَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً؛[٣]
امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم.»
اين آيه چنان كه در پيش اشاره شد، پس از تعيين و نصب امير مؤمنان به مقام امامت و تمام شدن خطبه غدير نازل گشته است. و در روايت حافظ طبرى است كه پيغمبر (ص) فرمود: «پروردگارا! تو اين آيه را هنگام آشكار ساختن مقام على نازل كردى؛ كه به امامت او دين را كامل ساختى. هر كس به امامت او و اولاد من از صلب او ايمان نياورد، كردارش تباه مىشود و در آتش مخلّد مىماند». و در روايت حافظ ابونعيم اصفهانى است كه پيغمبر (ص) پس از نزول آن فرمود: «الله اكبر! از كامل ساختن دين و تمام كردن نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و امامت على (ع) پس از من».
متجاوز از پانزده نفر از دانشمندان و مفسّران اهل تسنّن، نزول اين آيه را در غدير و نيز حديث ياد شده را نوشتهاند؛ كه اسامى و گفتار آنان در صفحات ٢٣٠ تا ٢٣٨ جلد اوّل الغدير گرد آمده است.
سوره معارج
«سَأَلَسائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ؛[٤]
پرسشكنندهاى از عذابى كه واقع گشت پرسش كرد. كافران را از آن بازدارندهاى نيست. از طرف خداوندى است كه مالك آسمانها و عوالم برين است.»
به روايت سى نفر از علماى اهل تسنّن، سه آيه نيز درباره واقعه غدير نازل شده است.[٥] ما به ملاحظه اختصار، از ذكر آنان خوددارى مىكنيم. در اين مورد مؤلّف گرامى الغدير تحقيقات علمى، تفسيرى و لغوى پرارزشى كرده كه در صفحات ٢٤٧ تا ٢٦٦ كتابش ثبت است.
پىنوشتها:
[١]. سوره مائده (٥)، آيه ٥٥.
[٢]. «الغدير» ج ٣، ص ١٥٦- ١٦٧.
[٣]. «الغدير» ج ٣، ص ١٠٧- ١١١.
[٤]. سوره بيّنه (٩٨)، آيه ٧.
[٥]. «الغدير»، ج ٢، ص ٥٧- ٥٨.
[٦]. «الغدير»، ج ٢، ص ٥٧- ٥٨.
[٧]. ص ١٩- ٤٥ از چاپ صيدا، و از ترجمه فارسى آن با نام «ريشه شيعه و پايههاى آن» ص ٢٥ به بعد؛ و هم رجوع شود به كتاب «فايده و لزوم دين» ص ١٣٧- ١٥٣.
[٨]. جلد دوم.
[٩]. ص ٤٣، چاپ سوم؛ و از ترجمه فارسى آن «مناظرات»، ص ٦٢؛ و نيز رجوع شود به كتاب «الفصول المهمّة فى تأليف الامّة» ص ٣٨- ٤٤ چاپ دوم.
[١٠]. دليل آوردن، چيزى را حجّت و دليل قرار دادن. در موارد حسّاسى در تاريخ اسلام به حديث غدير احتجاج شده، كه در صفحات آينده بدان اشارهاى مىكنيم.
[١١]. «الغدير»، ج ١، ص ١٢- ١٤.
[١٢]. «الغدير»، ج ١، ص ٢١٤.
[١٣]. سوره مائده (٥) آيه ٦٧.
[١٤]. «الغدير» ج ١، ص ٢١٤- ٢٢٩.
[١٥]. مقصود قرآن كريم است و درباره «قرآن» تعبيرات ديگرى مانند: هدايت علم، برهان، بصائر، شفا، روح، بيّنات در خود آن كتاب مجيد آمده است. (بيان الفرقان، بخش نبوت، ص ١٩٤- ١٩٥).
[١٦]. «الغدير»، ج ١، ص ٥١٦.
[١٧]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[١٨]. سوره معارج (٧٠)، آيه ١- ٣.
[١٩]. «الغدير» ج ١، ص ٢٣٩- ٢٤٦.
برگرفته از كتاب داستان غدير، جمعى از نويسندگان، نشر آفاق.