ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - چه كنيم كه معصيت نكنيم؟
چه كنيم كه معصيت نكنيم؟
آيتالله العظمى بهجت (ره)
انجام طاعت و ترك معصيت به حسب ظاهر مشكل است و مسلمان شدن مشكل، بلكه كالمحال [مانند محال] است و لذا غير از معصومان (ع) همه به ترك طاعت و فعل معصيت مبتلا هستيم و معصوم بودن مثل اينكه نشدنى است، ولى در افراد بشر، شمر هم بسيار است؛ امّا آيا چيزى هست كه مطلب را آسان كند؟
از امورى كه خيلى سهل المؤونه و آسان است- ولو عمل بر خلاف قول باشد- اين است كه انسان ملاحظه كند و ببيند اگر ملتزم به طاعت و تارك معصيت باشد، آيا حال او مثل صورتى است كه ترك طاعت و فعل معصيت مىكند و آيا اين حال، مثل حالت اوّل است، يا خير؟
فرض كنيد اگر انسان نزد رئيسجمهور يا هر رئيس مطلق، مقرّب باشد، اين براى او بهتر است يا اينكه نزديك فقير تهىدست و محروم؟! آيا خوب است به ذاتى كه موت و حيات و مرض و صحّت و غنا و فقر به دست او است مراجعه كنيم و رابطه دوستى داشته باشيم، يا با كسى كه خود محتاج و ناتوان و بيچاره است؟! در اطاعت اوامر الهى و نيز در معصيت و به فرمان شيطان و نفس بودن، امر داير است بين اينكه با كسى كه حيات و ممات، غنا و فقر، مرض و صحّت، مريضخانه و دكتر، خزانه و ثروت و ... به دست او است؛ مجالست كنيم يا با كسى كه هيچ ندارد؟! انسان كدام را اختيار مىكند و محبّت وجدانيّه (نه به حسب خوف نار يا شوق بهشت) با كدام طرف است؟
به حسب ظاهر، بنده مطيع، پشتيبانش مثل كوه، محكم و استوار و منبع همه خيرات است و بنده عاصى پشتيبانش محتاجتر از او و دشمن دانايى (شيطان) است كه از دوست نادان بدتر است و صلاحديدش تمام به زيان او است. نظير شخصى كه نزد كسى رفت تا او را از فقر و فشار و ناراحتى روزگار نجات دهد، او گفت: شايستهترين كار براى شما، اقدام به مرگ و خودكشى است! صلاحديدش از اين قبيل است كه بگويد: صلاح و نجات شما در اين است كه قرص مرگآور يا خوابآور بخوريد تا راحت شويد! بنابراين، ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستى و همنشينى با غنى قادر و داناى كريم هستيم و در عزم بر معصيت، عازم به رفاقت و همنشينى با فقير عاجز جاهل و لئيم.
اگر اين معنا را درست تشخيص دهيم و بفهميم و به طور واضح و روشن باور كنيم، خواهيم فهميد كه در اطاعت سود بردهايم، نه زيان و خسارت؛ به دليل اينكه ديدهايم افرادى «وَأُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ؛[١] مردگان را به اذن خدا زنده مىكنند» و كراماتى از اين قبيل را داشتهاند و شدنى است و محال نيست و اختصاص به انبيا (ع) هم ندارد، بلكه هر كه از آنها متابعت كند، مىتواند از اين راه به مقامات، كمالات و كرامات آنها دست يابد، البتّه بدون تحدّى نبوّت و كذّابيت مدّعى آن.
پس اگر انسان يقين كند و براى او واضح و آشكار شود كه در طاعت، با غنى و قادر و كريم و ... رفاقت كرده و در معصيت با عاجزتر و محتاجتر از خود، طبعاً هيچگاه به معصيت تمايل پيدا نمىكند و از قصر شاهنشاهى و از كنار هرگونه ناز و نعمت و آبادى و آسايش، به كاروانسراى خرابه و ويرانه نمى رود و با صاحب آن رفيق و همنشين نمىشود، در حالى كه خود آن صاحبخانه هم راضى نيست كه رفيق او و با او باشيم و از هر چيز محروم گرديم!
بنابراين، براى تسهيل طاعت و اجتناب از معصيت، راهى جز اين نداريم كه متوجّه شويم و يقين كنيم كه طاعت، نزديكى به تمام نعمتها و خوشىها و دارايىها و عزّتها و ... است و معصيت، عبارت است از محروميت و ناخوشى و ندارى و ذلّت و ....
پىنوشت:
برگرفته از افق حوزه، سال هفتم، ش ٢٣١.
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٤٩.