ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ٣ ابزارانگارى قدرت
فرمان رحمت
سيّد محمّد على حسينيان
نامه امام على (ع) به مالك اشتر منشور حكومتدارى اسلامى است كه متأسّفانه تا كنون مورد تحليل و كنكاش دقيق و در شأن جهان تشيّع قرار نگرفته است. اميد است اين مطلب باب تحقيق و مطالعه در اين خصوص را بگشايد.
مؤلّفههاى اخلاق سياسى امام على (ع)
پژوهش در نامه امام على (ع) به مالك اشتر و نگاه به برخى از گفتارها و كردارهاى ديگر حضرت، نويسنده اين مقاله را به نُه مؤلّفه در اخلاق سياسى اميرمؤمنان (ع) مىرساند. اين مؤلّفهها تا حدودى اخلاقى كردن سياست در شيوه حكومتى امام (ع) را تبيين مىكند. نوشتار حاضر به هيچ وجه ادّعاى كامل بودن ندارد و تنها در حدّ توان خود به ارائه عناصر اخلاق سياسى حضرت مىپردازد:
١. حقطلبى
حقطلبى، نخستين مؤلّفه اخلاقى كردن سياست در شيوه حكومتى اميرمؤمنان (ع) است. اين مؤلّفه يكى از اساسىترين اركان جامعه علوى به شمار مىآيد و تقريباً زيربناى چنين جامعهاى را تشكيل مىدهد.
٢. عدالت محورى
دومين مؤلّفه بارز اخلاقى كردن سياست در حكومت علوى، عدالت محورى است. سخن از عدالت محورى جز با شناخت عدالت پيش نمىرود. بر اين اساس و به ناگزير تعريف عدالت از ديدگاه امام على (ع) در پيش مىآيد. امام (ع)، عدالت را به معناى قراردادن هر چيزى در جاى خود و دادن هر حقّى به صاحبش به كار مىبرد.
اميرمؤمنان (ع) به عدل بيشتر از جنبههاى اجتماعى مىنگريست، نه از جنبه فردى و شخصى. در اين باره جرج جرداق مسيحى مىگويد: مسئلهاى كه على بن ابيطالب (ع) را مجبور به پذيرش خلافت نمود، در خطر بودن عدالت اجتماعى بود. آن حضرت در توصيه خود به كارگزاران سياسىاش، گسترش و استقرار عدالت در جامعه را مطرح مىنمايد و از آنان مىخواهد كه اجراى حق، عدالت و جلب رضايت افراد جامعه در نزدشان از محبوبترين امور باشد. امام على (ع) براى اين كه بفهماند عدالت عنصر ذاتى و مهمترين ركن سياست است و همچنان براى تفهيم اقامه حقّ و عدل و رعايت موازين عدالت به عنوان يكى از راهبردهاى اساسى جامعه علوى، هيچ مصلحتى را بالاتر از حق و عدالت قرار نداد و فرمان داد كه «انصف الله و أنصف الناس ...؛[١] يعنى با هيچ كس و به هيچ وجه بر خلاف انصاف و عدالت رفتار مكن.»
عدالت محورى بهترين تقسيم كننده مؤمنان است و آنقدر اهميّت دارد كه حضرت مىفرمايد: «حاضر نيستم حتى لحظهاى از سيره پيامبر (ص) كه مبناى عدالت است كناره گيرم». بنابراين زمامدارانش را موظّف مىنمايد تا از حكومتهاى عادل پيش از خود درس بياموزند و در چيزى كه با ديگران برابرند، خود را برتر نپندارند.
٣. ابزارانگارى قدرت
قدرت يكى ديگر از مؤلّفههايى است كه مولاى متّقيان (ع) با ابزار انگاشتن آن به اخلاقى كردن سياست دست زد. در تعريف قدرت گفتهاند كه مجموعه منابع و ابزارهايى است براى به انجام رساندن كارويژههاى حكومت.[٢] قدرت بنا بر اين تعريف، به دو صورت بهرهبردارى مىشود. گاه واقعگرايانى چون