ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - دابّة الأرض از ديدگاه روايات شريف
اصرار داشته و به ايمان عمل نكرده است، هنگام ظهور نشانهها مىآيند و ايمان او به او سودى نمىرساند.»
اين معنا و مفهوم در روايات اهل سنّت نيز آمده است؛ ابوهريره گفته است: سه چيز است كه اگر خروج كند، ايمان آوردن به كسى سودى نمىرساند، مگر اينكه از قبل ايمان آورده باشد يا از ايمان خود خيرى به دست آورده باشد، طلوع خورشيد از مغرب، دجّال و دابّة.
منظور از دابّه در اين آيات، انسان است؛ زيرا اين نشانه (دابّة) با طلوع خورشيد از مغرب و با دجّال همراه شده است و طلوع خورشيد، همان ظهور امام (ع) است، همچنين، دجّال نيز كه خداوند ما را از شرّ فتنه او حفظ كند، يك انسان است.
آيه چهارم: «يَوْمَتَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ؛
آن روز كه لرزنده بلرزد، و از پى آن، لرزهاى [دگر] افتد.»
در تفاسير آمده است كه منظور از رادفه، دابّة الأرض است و از امام رضا (ع) در تفسير اين آيه روايت شده كه ايشان فرمودند: «زلزله زمين، سپس خروج دابّة» سپس فرمود: «ما از زمين جنبندهاى را خارج كرديم كه با آنها سخن مىگويد»، سپس فرمود: «آن، على است.»
از اينجا روشن مىشود كه رادفه همان دابّة الأرض است و آن هم يك مرد است و حيوان نيست؛ زيرا آن را امام على (ع) دانستهاند. سليمان بن خالد از امام صادق (ع) روايت كرده، ايشان فرمودند: «رادفه، على بن ابى طالب (ع) است.»
با جمعبندى تفسير اوّل و دوم، به اين نتيجه مىرسيم كه رادفه همان دابّة الأرض و همان امام على (ع) است و انشاءالله در صفحات بعدى، به اثبات اين مطلب خواهيم پرداخت.
آيه پنجم: «وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً وَ النَّاشِراتِ نَشْراً
فَالْفارِقاتِ فَرْقاً فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً عُذْراً أَوْ نُذْراً إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ؛
سوگند به فرستادگان پىدرپى، كه سخت توفندهاند، و سوگند به افشانندگان افشانگر، كه [ميان حقّ و باطل] جداگرند و القاكننده وحىاند، خواه عذرى باشد يا هشدارى، كه آنچه وعده يافتهايد، قطعاً رخ خواهد داد.»
در تفسير اين آيات آمده است كه اينها، نشانههايى هستند كه پس از هم ظاهر مىشوند، «فَالْعاصِفاتِعَصْفاً» البقر: شكافتن است و «وَالنَّاشِراتِ نَشْراً» مردگان و «فَالْفارِقاتِفَرْقاً» «دابّة» است و «فَالْمُلْقِياتِذِكْراً» ملائكه و فرشتگان هستند و «عُذْراًأَوْ نُذْراً»؛ يعنى «شما و به شما هشدار مىدهم و معذورم نسبت به آنچه مىگويم و آن قسم جواب آنان است.» اين فرموده خداوند نيز كه مىفرمايد: «إِنَّماتُوعَدُونَ لَواقِعٌ» منظور از وعده، دابّة است، دابّة الأرضى است كه مؤمن را از كافر جدا مىسازد.
همان گونه كه در سطرهاى پيش اشاره كرديم، دابّة الأرض از جمله نشانههاى الهى است كه منظور از آن شخص (انسان) خاصّى است و آن شخص داراى مقام، منزلت و جايگاه والايى نزد خداوند است كه خداوند او را يكى از نشانههاى خود كه در آخرالزّمان پديدار مىشود، قرار داده است. اين نشانه (دابّة الأرض) حتمى الوقوع است و قرآن با آيه «إِنَّماتُوعَدُونَ لَواقِعٌ» بر آن تأكيد كرده است.
اينها همه اشاره به اهمّيت اين نشانهها و تأثير آن در آخرالزّمان دارد و اينها باعث مىشود كه احتمال حيوان بودن دابّة، ضعيفتر شود.
دابّة الأرض از ديدگاه روايات شريف
دو نوع روايت شريف نقل شده از ائمه اهل بيت (ع)، حكما و دانشمندان در دست داريم كه حقيقت دابّة الأرض را كه در آخرالزّمان خروج مىكند، تأييد مىكند.
ما اين مبحث را ابتدا با رواياتى كه به بررسى مفهوم كلّى دابّة پرداخته، شروع مىكنيم، اين روايات گاهى دابّة را انسان و گاهى حيوان سوارى يا باركش معرفى مىكنند و اين خود نيز به نوبه خود تأكيد مىكند، همان گونه كه ما قبلًا ذكر كرديم دابّة ذكر شده در «قرآن» به معناى يك انسان است.
روايت شده، لقمان در نصيحت و گفتوگو با پسرش در مورد بنىآدم گفته است:
هر دابّة (جنبندهاى) همانند خود را دوست دارد و بنىآدم نيز همانندهاى خود را دوست دارد.
اينجا اشاره روشنى است كه هر دابّة (جنبندهاى)، همانند خود را دوست دارد و نسبت به آن كشش دارد و بنىآدم نيز همانند خود را دوست دارد و اين، از جمله عادات جنبندگان است كه بر زمين مىجنبند و حركت مىكنند و مىبينيم كه لقمان، بنىآدم، سرشتها و عادات او را به طور كلّى همانند با سرشت و عادات