ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١
مىخواهد كه با آنهارفيق شود و برعكس اشخاصى هستند كه انسان وقتى آنها را مىبيند، بدش مىآيد. در مورد حضرت على (ع) هم همين طور بود. افرادى كه با حضرت مخالفت مىكردند، كسانى بودند كه انسان از آنها بدش مىآمد. از حضرت رسول اكرم (ص) منقول است كه درباره حضرت على (ع) مىفرمود:
«يا على! تنها مؤمنان تو را دوست دارند و تنها منافقان از تو دورى مىجويند.»[١]
اين طور كه حضرت امام سجّاد (ع) مىفرمايد: براى ما در دل مؤمنان قرار بده، اين معنا را مىدهد كه ما هم جزء مؤمنان باشيم.
درروايت آمده است كه مؤمن را با دوستهايش بشناس، ببين اين فرد با چه كسانى ارتباط دارد، چون قدر و منزلت هر فردى به اندازه جليس و همنشين خودش است.
شخصى از امام صادق (ع) پرسيد: من نزد شما چه اندازه قدر و منزلت دارم، در قلب شما چقدر جا دارم؟ امام فرمود: «آن مقدار كه من در قلب شما جا دارم!»
ما همين حرف را در مورد امام عصر (عج) مىتوانيم، بيان كنيم كه امام زمان (عج) چقدر ما را مىخواهد، چقدر از ما راضى است؟ ما بايد دل خودمان را شاهد بگيريم كه آيا ما درباره امام زمان (عج) بىقرار هستيم؟ به ملاقاتش عشق مىورزيم؟ در مسير آن حضرت هستيم يا خير؟
دليل اينكه در روايت آمده: «نگريستن به چهره عالم از روى محبّت به او، عبادت است.»[٢] اين است كه وقتى انسان عالم را مىبيند، تقوا را مىبيند، آخرت يادش مىآيد، خدا يادش مىآيد، در اين وقت با آنها سنخيّت پيدا مىكند و پاك و تطهير مىشود.
ما اگر به حضرات معصومان (ع) اظهار ارادت مىكنيم، مثلًا در مجالس عزا و سرورشان شركت مىكنيم، يا زيارت امين الله مىخوانيم يا زيارت جامعه يا زيارت عاشورا مىخوانيم، قهراً با آنها يك رابطه روحى پيدا مىكنيم و اگر توجّهى از آن طرف بشود، انسان تطهير و پاك مىشود.
نسبت به اولياى الهى و عالمان ربّانى هم همين طور است؛ اگر ما در دل آنها جاداشته باشيم، قطعاً يك گونه تطهيرى براى ماست. پس از خدا بخواهيم كه ما در دل مؤمنان و اولياى الهى اودّى (محبّتى) داشته باشيم. حالا شما مؤمنان را رفقاى خودتان حساب كنيد و برويد بالاتر تا جايى كه در دل امام زمان (عج) خطور كنيد. ولو اگر يك لحظه هم از خاطر مباركش بگذريم، تطهير مىشويم؛ كه لازمه اين توفيقات اين است كه ما ملحق شويم به آنها و يك رابطه روحى با آنها پيدا كنيم.
در ادامه دعاى امام سجّاد (ع) آمده است كه:
«خدايا حساب و زندگى را براى ما مايه سختى و حسرت قرار نده!» خدايا ما را در سنّت رسول خدا (ص) زندگى بده؛ يعنى به همان روش و طريقه رسول الله (ص) و پاكش زنده باشيم و از منهاج رسول خدا (ص) كنار نرويم و بدانيم كه رسيدن به رسول خدا (ص) تنها به لفظ و سخن نيست، بلكه اعمال مىخواهد، تقوا مىخواهد، ترس از خدا مىخواهد، تهجّد مىخواهد، براى خدا به زحمت افتادن مىخواهد والّا اگر انسان بخورد و بخوابد و هيچ خودش را به زحمت نيندازد و آن وقت منتظر باشد كه به مجرّد مرگ، هيچ ناراحتى به سراغ او نيايد، اين گونه نمىشود.
همين طورى كه امام سجّاد (ع) دعا مىكند، ما نيز بايد براى خودمان دعا كنيم و با اصرار از خدا بخواهيم كه معرفت خودش را به ما عنايت فرمايد و مراد از اين معرفت، خداشناسى از راه برهان نظم و ... نيست؛ بلكه اين توحيد را خدا بايد به انسان بدهد، اين معرفت به اولياى الهى را خدا بايد بدهد. منشأ تمام بركات، اهل بيت (ع) هستند. ما بايد از خدا محبّت معصومان (ع) و اولياى الهى را بخواهيم، كه درآن صورت دنيا درست مىشود. كسى خدمت امام صادق (ع) رسيد و تا نشست امام فرمود: «آمدى تا از دنيايت شكايت كنى» عرض كرد: بله! فرمود: «از كدام نعمت خدا مىخواهى شكايت كنى؟ آيا حاضرى خدا محبّت ما را بگيرد و مال دنيا رابه شما بدهد؟!» اميدواريم كه آنها خودشان به ما توجّه كنند تا تربيت شويم. هر طورى كه آنها خودشان صلاح مىدانند با ما رفتار كنند تا تربيت شويم.
از خدا بخواهيم كه حيات طيّبه و ممات طيّبه به ما عنايت فرمايد. انشاءالله
پىنوشتها:
[١]. صحيفه سجّاديه، ص ١٨٠.
[٢]. حرّ عاملى، وسائل الشّيعه، ج ٢، ص ٣١٩.
[٣]. بحارالأنوار، ج ١، ص ٢٠٥.