ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - پيش فرض هاى بررسى عوامل انحطاط تمدّن ها
- نظريّه انحطاط
براساس اين ديدگاه، منتهاى سير جوامع بشرى، انحطاط و زوال است و هرچه به آينده نزديكتر مىشويم، به انحطاط كامل نيز نزديكتر مىشويم. گويند" فون ويزه" جامعهشناس آلمانى از جمله طرفداران اين نظريّه است.[١]
- نظريّه دورانى ايستا
براساس اين ديدگاه، جامعه و تمدّن بشرى، مراحل مختلفى را طى مىكند و پس از زمان پيرى، به زوال مىرسد و سپس جوامع ديگرى مىآيند و همين سرنوشت جوامع قبل را پيدا مىكنند و اين عادت هميشه استمرار دارد. براساس اين نظريّه، اين شيوه به نحو تساوى براى همه جوامع ثابت است. گويند ويكو ايتاليايى و سوروكين آمريكايى از حاميان اين نظريّهاند.[٢]
- نظريّه دورانى تشكيكى يا حلزونى
براساس اين ديدگاه، هر امّت «اجلّ مسمّا» و مراحل متعدّدى دارد تا به مرحله انحطاط برسد و نوبت به جوامع بعدى داده شود، ولى اين ويژگى مربوط به امّتها و جوامع خاص يا مربوط به تكتك جوامع است. براساس اين نظريّه، سرنوشت كل و نهايى جوامع بشرى غير از سرنوشت جوامع خاص و تكتك آنهاست و فراز و نشيبهاى جوامع خاص و جزئى، مقدّمه ظهور جامعه سعادتمند و سعادتبخش بوده، بهترين جامعه آرمانى (مدينه فاضله) بشر محقّق خواهد شد.
مرحوم شهيد مطهّرى چنين نظرى دارد. از ديدگاه شهيد مطهّرى، انسان مىتواند حوادث گذشته تاريخ انسان در جهت مثبت و منفى را مطالعه كرده و مانند گذشتگان، بلكه قوىتر و بهتر به سوى كمال حركت كند. بنابراين تاريخ را معلّم خوبى براى انسانها معرفى مىكند.[٣]
نظر استاد مطهّرى از قرآن و روايات پيشوايان دينى اسلام الهام گرفته است، چنان كه امام على (ع) فرموده است: «... پس از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسرائيل- كه درود بر آنان باد- پند گيريد، كه حالتها سخت متناسب با هم و چه نزديك است مثالها به هم، بيش و كم ...»[٤]
و نيز فرموده است: «... و بپرهيزيد از آنچه فرود آمد بر امّتهاى پيشين، از كيفرهايى كه ديدند بر [اثر] كردارهاى ناشايست و رفتارها كه كردند و نبايست مىكردند. پس نيك و بد احوالشان را به ياد آريد و خود از همانند شدن به آنان برحذر باشيد. و [وقتى] در خوشبختى و بدبختيشان انديشيديد، آن را عهدهدار شويد كه عزيزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند، و زمان بىگزنديشان را به درازا كشاند و با عافيت از نعمت برخوردار و پيوند رشته بزرگوارى با آنان استوار گشت ...»[٥]
پس از ذكر اين نظريّات، نوبت به طرح اين سؤال مىرسد كه براساس كدام ديدگاه مىتوان عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامى را بررسى كرد؟
براساس ديدگاه آنان كه معتقد به جبر تاريخ هستند، اعمّ از اينكه الهى يا مادّى باشند، نمىتوان درباره علل انحطاط صحبت كرد؛ زيرا عامل اختيار و اراده انسانى كه مىتواند در تغيير سرنوشت جوامع مؤثّر باشد، ناديده گرفته شد. خلاصه هر ديدگاهى كه غير از ديدگاه تكامل تشكيكى و حلزونى (رو به جلو با عبرت از گذشته) باشد، نقش عملكرد اختيارى انسان را ناديده مىگيرد. پس براساس ديدگاه دورانى حلزونى يا تشكيكى مىتوان به نحو منطقى به بررسى عوامل انحطاط پرداخت؛ زيرا در اين ديدگاه، مطالعه حوادث مثبت و منفى گذشته در اصلاح و بهتر شدن امور جامعه در آينده مؤثّر است.
پيشفرضهاى بررسى عوامل انحطاط تمدّنها
١. حوادث عالم از جمله فرهنگها و تمدّنها مسبوق به عوامل و علل پيدايش آن فرهنگ و تمدّنهاست؛
٢. در پيدايش پديدههاى جهان از جمله فرهنگها و تمدّنها، عوامل متعدّدى وجود دارد؛
٣. علل و عوامل پيدايش يك پديده از جمله فرهنگها و تمدّنها، علل و عوامل تكامل، استمرار و بقاى آن پديده هم مىباشند؛
٤. علل و عوامل انحطاط يك پديده غير از علل و عوامل پيدايش و بقاى آن پديده است؛
٥. در نظام اجتماعى انسانى و تمدّنها، آخرين عامل علل پيدايش يك فرهنگ و تمدّن، اراده انسانى است؛
٦. در از بين بردن علل پيدايش فرهنگ و تمدّن يا عارض شدن عوامل معارض با بقاى آن فرهنگ و تمدّن هم اراده انسانى نقشآفرينى جدّى دارند.
پس براساس ديدگاه معتقد به نقش عقيده، فكر و عملكرد اختيارى انسان در انحطاط جوامع و تمدّنها، به بررسى و ذكر عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامى مىپردازيم.