ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - دابّة الأرض از ديدگاه روايات شريف
جنبندگان ديگر داشته است.
روايت دوم
از ميمون بن مهران از عبدالله بن عبّاس در تفسير آيه «وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا؛
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبها] برنشانديم و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى آشكار داديم.»
آمده است: او گفت: تمام جنبندگان با دهانشان غذا برمىدارند و مىخورند، جز بنى آدم كه با دستش غذا بر مىدارد و مىخورد.
در اينجا مىبينيم كه ابن عبّاس هم تأكيد مىكند بنىآدم نيز جنبندهاى مانند ساير جنبندگان ديگر است، امّا خداوند او را برترى داده است، حتّى در روش غذا خوردن.
امّا نوع دوم از روايات، رواياتى هستند كه به خود دابّة الأرض پرداخته و آشكارا و به وضوح اشاره مىكند كه آن يك جنبنده از نسل بنىآدم است و از جمله حيوانات زبان بسته نيست و اين به دليل وجود قرينهها و اشاراتى است كه اين مفهوم را تأييد و تأكيد مىكند و مجموعهاى از روايات اشاره به اين كردهاند كه «دابّة الأرض» در آخرالزّمان خروج مىكند و با مردم، چه مؤمنان چه كافران، سخن مىگويد و آيه قرآنى كه به دابّة الأرض پرداخته، به اين حقيقت اشاره كرده و اين مفهوم را تأكيد نموده است و در سطرهاى گذشته به آن اشاره شد. امّا آيه قرآنى كه در سطرهاى گذشته به آن اشاره شد، جدا از رواياتى است كه اشاره دارد كه دابّة الأرض آشكارا با مردم سخن مىگويد و مردم و او حرف همديگر را مىفهمند و اين روايات به شرح زير است:
روايت اوّل: از خيثمه جعفى از امام باقر (ع) نقل شده كه ايشان فرمودند: «به خدا سوگند «دابّة» خروج مىكند و با مردم مؤمن و كافر سخن مىگويد.»
روايت دوم: در اين روايت آمده است: «دابّة خروج مىكند و در روزى كه خروج مىكند، با مردم سخن مىگويد.»
از اين دو روايت درمىيابيم كه هر دو، همان معنى گذشته را مىرسانند كه دابّة با مردم مؤمن و كافر سخن مىگويد و چيزى كه از ظاهر اين دو روايت آشكار است، اينكه سخن گفتن (كلام) در اينجا به معناى همان نطق متعارف ميان انسانها است و تأويل و تفسير ديگرى مراد نيست؛ زيرا هيچگونه اشارهاى به آن وجود ندارد و نمىتوانيم معنى ديگرى بر اين روايت حمل كنيم و اين بدين معناست كه دابّة الأرض، دابّهاى (جبندهاى) از بنىآدم است كه خداوند آن را به عنوان يك نشانه و علامت براى مردم خارج مىسازد تا به وسيله آن و به طور مستقيم و آشكارا، مؤمن را از كافر متمايز سازد.
روايت سوم، از ابن منذر، از ابن عبّاس روايتى نقل شده است و در آن در مورد دابّة الأرض سخن گفته شده كه: دابّة مؤلّفه است ... و در آن مؤلّفه از هر امّتى چهرهاى است و چهره او از اين امّت است. زبان آن زبان مبين عربى است و با زبان آنان با آنها سخن مىگويد.
همچنين، روايات ديگرى كه از اهل بيت (ع) نقل شده، وجود دارد كه اشاره به اين دارند كه دابّة الأرض يك انسان است و از اين روايات اينگونه برمىآيد كه ائمه معصومان (ع) مىخواستهاند ماهيّت آن دابّة را براى يارانشان توضيح دهند و بگويند كه آن دابّه، بشرى از بنىآدم است و از جمله حيوانات نيست، هر چند ائمه (ع) به صورت صريح و آشكار، واژه انسان را در مورد آن به كار نبردهاند، امّا انسان بودن آن را مىتوان با بيانات ائمه در مورد كارها و رفتارهاى آن دابّة متوجّه شد.
از اباطفيل نقل شده كه او از امام على (ع) در مورد دابّة الأرض، سؤال كرد و گفت: با توجّه به اين آيه كه مىفرمايد:
«وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ؛
و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاى را از زمين براى آنان بيرون مىآوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانههاى ما يقين نداشتند.»
دابّة چيست؟ امام على (ع) فرمودند: «اى اباطفيل، از اين صرفنظر كن.» عرض كردم: اى اميرمؤمنان (ع) قربانت گردم، به من بگوييد آن چيست؟ فرمودند: «آن دابّهاى (جنبندهاى) است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود و با زنان پيمان زناشويى مىبندد.»
در روايت ديگرى از عمران بن ميثم از عبايه آمده است، مردى نزد امام على (ع) آمد و در مورد «دابّة» از ايشان سؤال كرد: گفت: در مورد دابّة براى من سخن بگو، امام فرمود: «چه از آن مىخواهى؟» گفت: مىخواهم بدانم آن چيست؟ فرمود: «آن دابّهاى (جنبندهاى) مؤمن است كه قرآن مىخواند و به رحمان (خداوند) ايمان دارد و غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود.»
پىنوشتها:
[١]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٢.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٩، ص ٢٠٤؛ منتخب الأثر، ص ٤٤٤.