ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٦ مردم گرايى
ماكياوليستها آن را هدفى غايى مىپندارند و از هر وسيلهاى براى دستيابى به آن سود مىجويند و گاه آرمانگرايانى چون افلاطون و ارسطو آن را ابزارى براى دستيابى به اهداف انسانى و والا؛ يعنى خير و فضيلت همگانى قلمداد مىكنند.
در جهانبينى اميرمؤمنان (ع) قدرت، نعمتى الهى به شمار مىآيد كه چون امانتى در دست مردم قرار دارد؛ امانتى كه هرگونه سوء استفاده از آن خيانت به حساب مىآيد. در اين نگاه، قدرت امر فاسدى نيست تا در برابر حق قرار گيرد، مگر آنكه ابزار سوء استفاده شود. از گفتار حضرت امير (ع) چنين برمىآيد كه خيانت در امانت يا سوء استفاده از قدرت، تنها زمانى تحقّق مىيابد كه قدرت، ابزارى براى ارضاى غرايز نفسانى و شهوانى، حيلهگرى، ستمگرى، ثروتاندوزى و برترىجويى گردد؛ بنابراين بديهى است كه استبداد، خودكامگى، خودرايى و بىتوجّهى به مردم با ابزارانگارى قدرت سر سازگارى ندارد، بلكه جلوههاى بارز هدفانگارى قدرت و ديدگاه اسلامگريزانه، ماكياوليستها خواهد بود.
٤. تقواى سياسى
تقواى سياسى، چهارمين مؤلّفه اخلاقى كردن سياست در شيوه حكومتى امام على (ع) است. اين مؤلّفه به روشنى در ابتداى نامه آن حضرت به مالك اشتر ديده مىشود؛ آن جايى كه مالك به تقواى الهى؛ يعنى تنظيم رابطه با زيردستان در مسير كمال مطلق مأمور مىگردد. به علاوه از آنجا كه حضرت هرچه براى خود مىپسنديد، براى ديگران هم پسند مىنمود، اين فرمان از حالت شخصى و فردى بودن صرف، خارج مىشود و بر تقواى سياسى زمامداران تأكيد مىكند. تقواى سياسى عبارت است از آمادگى سياستمدار براى به دست آوردن و به كار بستن كامل معلومات و تجارب و بهرهبردارى از استعدادهاى مربوط به توجيه حيات معقول مردم جامعه با كمال اخلاص.[١]
٥. كرامت انسانى
كرامت انسانى يكى ديگر از مؤلّفههاى اخلاقى كردن سياست در شيوه حكومت علوى است. اين مؤلّفه، اخلاقىترين عنصر اخلاق سياسى در حكومت علوى محسوب مىشود. مواردى كه زيرمجموعه اين مؤلّفه قرار مىگيرند، شايد در مؤلّفههاى ديگر نيز كم و بيش يافت شوند. كرامت انسانى، خصيصهاى است كه جلوههايش از فطرت انسان برمىآيد و به زيباترين وجه، زيبايىهاى اخلاق را به تصوير مىكشد.
٦. مردمگرايى
مردمگرايى يكى ديگر از مؤلّفههاى نُهگانه در شيوه اخلاقى كردن سياست امام على (ع) به شمار مىآيد. اين عنصر چنان با اهمّيت است كه اكنون حمايت سياسى مردم از حكومت به يكى از مهمترين عناصر تحكيم بخش حكومت تبديل گرديده است. در اسلام نيز حاكم شدن روح مديريتى مردم بر صفات و فعّاليتهاى انسانى از مردمگرايى يا حكومت مردم بر مردم حكايت مىكند. در اين باره عادلترين حاكم اسلامى نيز از مردمگرايى خود چنين ياد مىكند: «تنها به اصرار مردم حكومت را پذيرفتم تا در احقاق حقّ آنان تلاش نمايم.» به ديگر سخن، زمامدارى مولاى متّقيان (ع) تنها زمانى پاگرفت كه مردم با جان و دل از وى تقاضاى پذيرش حكومت نمودند. توجّه آن حضرت به مردم، زمانى نمايانتر مىشود كه يكى از اساسىترين اهدافش را اصلاح مردم و