ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - نمك
داشته باشد:
١. يُدر= يديد ٢. يدات
اغلب كشورها به دلايلى كه از حوصله اين مقاله خارج است از يدات استفاده مىكنند. واحد اندازهگيرى يد(PPM) مىباشد كه بهترين دُز يا مقدار آن زمانى است كه كمتر از ٢ واحد(PPM) باشد حالا شايد نظرها كمى هم متفاوت باشد. برخى مىگويند ٥- ٤ واحد. ما دو نوع نمك در بازار داريم يكى نمكهايى كه از راه شيميايى يددار شدهاند و ديگرى نمك طعام درياچه كه به صورت طبيعى يد در تركيب آن وجود دارد.
يد طبيعى، محيط را آلوده نمىكند و اگر بدن نياز به آن نداشته باشد به راحتى از بدن دفع مىشود و كسانى كه يد زيادى دارند يا نياز به يد ندارند مىتوانند به راحتى از آن استفاده كنند. ولى نمكهايى كه به صورت صنعتى يددار مىشوند به سختى در آب حل مىشوند كه اين مسئله نشان دهنده ناخالصى شديد و يكنواخت نبودن يد درون آنهاست و اين موضوع خيلى خطرناك است و دوم اينكه مقدار يد شيميايى موجود در آن به جاى حدّاكثرPPM ٢ /٤ ، ٣/ ٧٦ و ٤/ ٣٦PPM است.
كلسيم(Ca) موجود در نمكهاى بازار حدود ٣٦ و ١٤٤PPM است و كلسيم(Ca) موجود در نمك طعام در برخى موارد به طور باور نكردنى حدود ٨٧٩PPM و آهن(Fe) در نمك طعام ٢/ ١ واحد است و در نمكهاى تصفيه شده صفر است.
منيزيم كه يك عنصر اساسى در بدن است و كمبود آن موجب آسم، بىاشتهايى، برخى سردردهاى ميگرنى، كندى رشد، تغييرات در نوار قلب، مشكلات ماهيچهاى عصبى، تشنّج، افسردگى، ضعف عضلانى، رعشه و سرگيجه مىشود. جالب است بدانيد كه در نمك دريا ٤٨٤ واحدPPM منيزيم وجود دارد. منگنز موجود در نمك طعام ٠٢٢/ ١ واحدPPM است در حالى كه اين مادّه در نمكهاى تصفيه شده صِفر است.
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: محمّدى رىشهرى، دانشنامه احاديث پزشكى.
[٢]. كتاربران والد، ويرايش هشتم، ص ١١١٤.
مىخواهم اعتراف كنم!
م. هاشمى
مىخواهم اعتراف كنم! مگر نه اينكه شما پدر معنوى ما هستيد؟ پس مىخواهم اعتراف كنم. اعتراف نه از گناهانم، نه ... نه اينكه گناهى نكرده باشم نه، اعتراف به تصوّر غلطم، اعتراف به جاهلانه انديشيدنم ... البتّه اين هم گناهى بزرگ است.
پس اعتراف مىكنم. شما همچنان پشت پرده و من زانوى ادب و شرمسارى زنم و روبهروى شما مىنشينم.
پدر! مىخواهم توبه كنم. از اينكه وقتى اسم شما را هر وقت شنيدهام سريع اين فكر در ذهنم خطور مىكرد كه راستى خال زيبايتان روى گونه راستتان، راست يا چپ؟!
وقتى اسم قشنگتان را مىديدم (روى ديوارهاى بىجان شهر) ياد اسبتان مىافتادم كه يالش آيا بلند است يا كوتاه؟ اسبتان سفيد است يا سياه؟ اصلًا چقدر چشمهايش نجنبند!
اعتراف مىكنم كه هميشه فكر مىكردم عمامهتان مشكى است يا سبز؟ وقتى مىخنديد دندانهاى مباركتان چقدر مىدرخشند!
اعتراف مىكنم ...
نمىدانم چرا يك تصوير درستى از شما در ذهن ندارم؟! راستى آيا اگر اين مشخّصات را نداشتيد، باز هم براى يك حكومت جهانى آمادگى داشتيد؟!
اعتراف مىكنم كه يا در پىاش نبودهام يا نبودهاند كه اصلًا براى يك حكومت جهانى اسلامى چه خصوصياتى بايد در يك شخص باشد.
اعتراف مىكنم كه نه تنها من بلكه خيلى از انديشمندان شهرم با صرف زمان يك هزار و دويست سال و اندى شما را آن گونه كه بايد نشناختهاند.
نمىدانم هنوز پشت پرده، مثل يك پدر روحانى به اعترافاتم گوش مىدهيد يا نه؟
اى كاش مىدانستم جهالت افراد، معرفت خودساخته آدمها، چقدر در تأخير فرج شما تأثير دارد؟!