ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - آينه حُسن
جفت پوتين بىبند
كه از تمام قفسهاى مهآلود گذشت
يك پيراهن خاكى
كه آسمان را در خود پنهان داشت
دو دست خونين و شاداب
كه نابترين دانهها را
براى گنجشگان برفى
مىسرود
و كوهها را به سنگريزه
بدل مىكرد
كنار خانههاى خميده خرمشهر
افتاده است.
دو سيب گاز زده
چند خنده خاكآلود خردسال
چند پنجره خشكيده
چند گونى انباشته از خاطرات شنى
در حاشيه شطّ
به يكديگر خيره ماندهاند.
شهيدان شبهاى بىمهتاب!
مرا عفو كنيد
كه در نيمه راه
از ارّابه شفّاف شما
پياده شدم
حاليا
به كفّاره آن گناه سترگ
همه كلمات سپيدم را
بسيج مىكنم
تا عنكبوتى
روى نامتان ننشيند.
محمّد رضا مهدى زاده
خرمشهر
شبهاى دراز، گريه كرديم تو را
صد قبله نماز، گريه كرديم تو را
هر بار كه نخل بىسرى را ديديم
با ياد تو، باز گريه كرديم تو را
منيژه درتوميان
به انگيزه ولادت خجسته حضرت فاطمه زهرا (س)
مادر گلهاى عالَم
|
اى ستون مُحكم بيتالحرام! |
مادر گلهاى عالم، السّلام |
|
|
تشنه مهر توام هر روز و شب |
بنده لطف توام هر صبح و شام |
|
|
شادىام را هر چه مىخواهى بگو |
غربتم را هر چه مىخواهى بنام |
|
|
بى على، تنهاى تنها مىشدى |
گر نبودى، سخت تنها بود امام |
|
|
اى شكوه مرد و زن، حتّى خدا |
مىبرد نام تو را با احترام |
|
|
عاقبت مىگيرم اى بانوى آب! |
از تمام دشمنانت انتقام |