ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - توسعه طلبى انجيلى ايوانجليك ها و جهان اسلام
مىكنند؟
در چشم آنان ترك يعنى مسلمان. آنچه كه در غرب موجب سر بر داشتن نژادپرستى شده است، دشمنى با تركهاست. در نظر آنان ترك از نظر دين، زبان، مليّت، فرهنگ و شخصيت يك مسلمان است.
در خصوص اروپا نظر شما چيست؟
اتّحاديه اروپا به طور قطع يك «كلوپ مسيحى» است. پيش از اين كلوپ ما نيز بود و من نيز عضوى از اين كلوپ بودم.
با ميسيونرها (در كليساى پروتستان تارسوس) چه نوع همكارىاى داشتيد؟
بخش مالى امور را آنان عهدهدار بودند و امور مربوط به بخش اطّلاعات و تبليغ را نيز من عهدهدار بودم. اين كليسا از جانب اروپا، آمريكا و شوراى جهانى كليساها به رسميت شناخته شده و مورد حمايت قرار دارد. من همچنين از طرف مركز اطّلاع رسانى انجيلى در «استانبول» مسئوليت كليساهاى «وان» و «حاكارى» و فعّايتهاى تبشيرى در «شيرناك» را نيز بر عهده و اختيار تأسيس كليسا را نيز داشتم.
آيا در وظايف كليساها امور تبشيرى نيز گنجانده شده است؟
در وظايف كلّيه كليساهاى غرب وظايف تبشيرى گنجانيده شده است. هركليسايى موظّف به داشتن برنامههاى تبشيرى در شرق است. داراى برنامهاى تبشيرى در شرق است.
از شما (به طور مشخّص) انجام چه امورى خواسته شده بود.
از ما به طور مشخّص خواسته شده بود تا در ميان علويان و كردها به امور تبشيرى بپردازيم. ما چندان رغبتى به اين امر نشان نداديم. پس از آن بود كه سيل اعتراضات به ما شروع شد.
چه كسى دستور اين كار را داد و معترضين چه كسانى بودند؟
مديريّت امور ميسيونرى و تبشيرى ما بر عهده جيم مك دونالد بود.
آيا جيم مك دونالد به تركيه آمد؟
البته كه آمد. او در اينجا كلاس آموزش زبان تركى داشت. من به او آموزش دادم، انجيل را براى او به تركى تدريس كردم. علاوه بر او مارك جانسون و پاول كيم، مسيونر اهل كره بود، نيز آمده بودند. آنان اعضاى گروه ميسيونرىاى با نامCAMA بودند.
شما و اين گروه ميسيونرى چه چيزى را براى تركها تبليغ مىكرديد.
خدايى را كه ما تبليغ مىكرديم با خدا باورى موجود قرآن همانند نبود. ما متأسّفانه با تكنيكهاى پوسانيدن اسلام فعّاليت مىكرديم. ما به افراد دانشگاهى همچون يك دانشگاهى و به افراد كوچه و بازار به عنوان يك كوچه و بازارى نزديك مىشديم. اين اقدام ما يك اقدام ماكياوليستى بود. جامعه شناسى و روانشناسى را خوب مىدانستيم. خود را به صورت افرادى آكنده از عشق مىنمايانديم. در ميان مردم پول و كمكهاى خيريّه توزيع مى نموديم، اعتماد آنان را به خود جلب مىكرديم و سپس آنان را در سر درگمى رها مىساختيم. به اين معنى كه به آنان مىگفتيم: «ببينيد اروپا مدرن و مسيحى و تو مسلمان و بيچارهاى!»
آيا اين سخن تأثير گذار نيز بود؟
من به شما مىگويم كه ما شيوههاى خاصّ تأثيرگذارى در اين باره را آموخته بوديم. من يكى از ده فرد برگزيده آموزش ديده براى تركيه در اين رابطه بودم.
شما تا چندى پيش يك اسقف پروتستان يك رهبر روحانى (مسيحى) بوديد و اكنون سخنان ديگرى مىگوييد.
به قول اسكندر آمدم، ديدم، پيروز شدم، من نيز آمدم، ديدم و حالا مىگويم: ميسيونرها پيش قراولان امپرياليسم و همكاران صهيونيستها هستند. آنان تركيه را «سرزمين انجيل» مىانگارند. عراق را مسيحيان تصرّف كردند. ارض موعود و مقدّس اصلى، مسيحيّت آناتولى است. هفت كليساى مهمّ (نامبرده شده در انجيل يوحنّا)، در اين سرزمين قرار دارد. خداوند در انجيل مىگويد: «٩٩ امر را من به جاى خواهم آورد و تو تنها يك امر را به جاى آور، نبرد كن»، آنان به اين امر باور دارند. در انجيل بينالنّهرين، آناتولى و خاورميانه به عنوان سرزمينهاى مقدّس وعده داده شده (ازنطر انجيلىها) درج گرديده است. در منطقه حرّان ٤٨ هزار هكتار زمين توسط آمريكايىها خريدارى شده است، شما اينها را نمىبينيد؟!
صاحب يكى از بنگاههاى خريد املاك، يكى از اعضاى كليساى ما واسطه خريد زمين توسط آمريكايىها بود.
و شما خود نخواستيد كه فعّاليتهاى تبشيرى بر روى علويان و كردها داشته باشيد.
تمامى گفتههاى ميسيونرها دروغ است. از آنجايى كه آنان متوجّه شدهاند كه نمىتوانند با سلاح پيروز شوند، در صددند تا با قطع علايق فرهنگى، اقليتهاى قومى را وادار به عصيان نمايند.
اينكه علويان و كردهاى تغيير دين داده به عنوان مسيحى پذيرفته نمىشوند، درست است؟
گفتم: من يك سر اسقف بودم. باور نداريد؟ آن بدبختها تنها شبه مسيحى تلقى مىشوند. اگر چه «هله لويا» نيز گفته باشد، در كليسا شمع روشن كرده باشد، موعظه شده باشد و براى مريم مقدّس هم خود را آتش زده باشد. تنها فرزندان او به عنوان مسيحى حقيقى پذيرفته مىشوند. به همين خاطر ما در مراكز آموزش عالى روانشناسى كودكان، تئولوژى، روانشناسى، جامعهشناسى، تاريخ، متولوژى، فنّ تجزيه و تحليل علوم زبان شناختى، خطابه، فنّ قياس اسلام و ... فرا گرفتيم.
فنّ قياس اسلام! يعنى چه؟