ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - توسعه طلبى انجيلى ايوانجليك ها و جهان اسلام
عنوان مىكند.
در ذيل اهمّ مطالب مطرح شده توسط اين سر اسقف پيشين از نظر خوانندگان گرامى مىگذرد.
آقاى ايلكر چينار، شما كه يكى از اسقفها و ميسيونرهاى با سابقه مسيحى (پروتستان ايوانجليكى) بوديد، چرا و چگونه در گرماگرم پروژههاى مسيحىسازى به اسلام روى آورديد؟
من به عنوان سر اسقف كليساى جهانى پروتستان تارسوس در آنجا مسئوليت داشتم. در ارتباط با تئولوژى مسيحى و موضوعات تبشيرى بيش از ١٠ سال، تحت آموزش هاى گسترده اى قرار داشتم. كليساى پروتستان تارسوس را من بنا نهادم. من هم يك پروتستان امّا ايوانجليك بودم يعنى با بوش هم مذهب بوديم. امّا حالا از بردگى بوش رها شدهام. ايوانجليك يعنى بشارت دهنده، بوش با سر و جان خود در حال ترويج و توسعه بشارت خونين در سرزمينهاى اسلامى است.
اين كليسا كى توسط شما بنا شد؟
در سال ٢٠٠٢ م. اين كليسا بنا شد. پس از آن مسيونرهاى زيادى به اين كليسا آمدند و ما با آنها به فعّاليتهاى مشتركى پرداختيم كه فعّاليتهاى تبشيرى و در راستاى مسيحىسازى بود و چيزى غير از اين نمىتوانست باشد.
آيا اينكه گفته مىشود پروژه «خاورميانه بزرگ» نيز محصول باورهاى ايونجليستى است درست است؟
بله كاملًا درست است. ايوانجليكها براى به دست آوردن «سرزمين انجيل» كه به آنان وعده داده شده است، داراى مواضعى سخت و انعطاف ناپذيرند. در اين باره طرحهاى پنهان و دراز مدّت آماده گرديده است و اين طرحها در حال اجراست.
شما اظهار داشته بوديد كه موضوع مسلمان شدن شما در پنتاگون مطرح گرديده است. مفهوم اين سخنان چيست؟
موضوع مسلمان شدن من در پنتاگون مطرح گرديده و مورد بحث و بررسى قرار گرفته بود. اين سخنان از روى فريبكارى يا جلب نظر از جانب من مطرح نگرديده است، بلكه در جهان مسيحيّت، بين نهادهاى سياسى و كليسا ارتباط وجود دارد. يك نفر از داخل اين تشكيلات اطّلاعات را به من داده است.
گويا شما را به مرگ نيز تهديد كردهاند، آنان چه كسانى هستند؟
يك ميسيونر آلمانى الاصل كه در شرق «تركيه» زندگى مىكند، مرا به مرگ تهديد كرد. آمريكايىها نيز با ارسال آياتى از باب ششم كتاب روميان انجيل مرا به مرگ تهديد نمودند. نوشته بودند «خواهى مرد». بر اساس اطّلاعات دريافتى قرار بود مرا ظرف يك ماه مورد سوء قصد قرار دهند.
اين زمان يك ماه را چه كسى به شما اطّلاع داد.
اين خبر را از يكى از كليساها دريافت نمودم. در جامعه كليسايى دوستى دارم، او به من اين موضوع را اطّلاع داد.
آيا بوش نيز يك ميسيونر است؟ او پيش از حمله به افغانستان اعلام داشته بود كه اين يك جنگ صليبى است.
بوش خود يك مسيونر افراطى است، كارى را كه ميسيونرها با زبان چرب و نرم خود انجام مىدهند او با سلاح به پيش مىبرد و خود را سرباز خدا مىداند. او جنگ آرمگدونى را كه ايوانجليكها در انتظار آن هستند؛ يعنى نبرد آخرالزّمان را آغاز نمود.
آيا ميسيونرها هم بخشى از (كارگزاران) جنگ صليبى هستند؟
ميسيونرها هركدام يك سرباز جنگ صليبى هستند. در تاريخ هشت جنگ صليبى رخ داده است كه تمامى آنها رويارويىاى نظامى بوده است. نُهمين جنگ صليبى كه در حال برنامهريزى است، جنگى غير نظامى بوده و تأثيرات آن به مراتب بيشتر از جنگهاى پيشين خواهد بود. اگر از يك ميسيونر بپرسيد كه سلاح شما چيست: مىگويد «انجيل» و اين حكايت از يك روح صليبى دارد.
ميسيونرها چه تلقىاى از تركها دارند و چگونه به آنها نگاه