بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦١ - باب غرائب العلوم من تفسير أبجد و حروف المعجم و تفسير الناقوس و غيرها
صاحب و داراى دير (جايى كه راهبها و پارسايان نصارى و ترسايان در آنجا عبادت و بندگى ميكنند) كه ناقوس (زنگ بزرگ كه در كليسا و عبادتگاه نصارى نصب و برپا مينمايند) ميزد، حارث اعور گفته: علىّ بن ابى طالب ٧ فرمود:
اى حارث آيا ميدانى اين ناقوس چه ميگويد؟! گفتم: خدا و رسول او و پسر عموى رسولش بهتر ميداند، فرمود: ناقوس مثل و داستان دنيا و ويرانى آن را ميزند و (بزبان خود كه ترجمه و تفسيرش اينست) ميگويد: پرستيدهشدهاى جز خدا نيست (اين سخن) ثابت و پابرجا و حقّ و درست بوده، صدق و راست است، محقّقا دنيا و اين زندگانى ما را فريب داده، و ما را مشغول و سرگرم خود ساخته، و ما را حيران و سرگردان نموده، و ما را گمراه كرده، اى فرزند دنيا (اى سرگرم دنيا، در دنيا بيانديش) با مداراة و نرمى رفتار كن و تعجيل و شتاب مكن، اى فرزند دنيا بكوب بكوب كوبيدنى (هر چه ميخواهى بكن) اى فرزند دنيا (مال و دارائى دنيا را) جمع كن و گردآور گردآوردنى،