بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٩٤ - باب النهى عن كتمان العلم و الخيانة و جواز الكتمان من غير أهله
فرمود: در اين هنگام (بنا بر گفتار حسن بصرىّ) مؤمن آل فرعون هلاك و تباه شده (كه ايمان و علم خود را از فرعون و قبطيها پنهان مينمود) در حالى كه خدا او را براى پنهان نمودن علم مدح نموده و ستوده (سوره ٤٠ آيه ٢٨: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ يعنى و «چون فرعون قصد و آهنگ كشتن موسى نمود» مرد مؤمن و گرونده «بخدا و رسول» از خويشاوندان فرعون كه «گفتهاند: پسر عموى او بوده،» ايمان و گرويدن خود را «از فرعون و قبطيها» پنهان ميكرده گفت: آيا مردى را ميكشيد براى اينكه ميگويد: خدا پروردگار من است؟! در حالى كه با دليلهاى روشن «معجزههاى بسيار» از جانب پروردگارتان نزد شما آمده) و هميشه علم و دانش (در جايى كه بيان آن سزاوار نبوده) پنهان بوده از زمانى كه خداى توانا و بزرگ رسول و فرستاده خود نوح را (بنبوّت و پيغمبرى) مبعوث كرده و برانگيخته. پس بايد حسن (بصرىّ) از راست و چپ (هر كجا ميخواهد) برود پس بخدا سوگند علم و دانش را جز اينجا (نزد