بنادر البحار (ترجمه و شرح بيست و پنج جلد از بحارالانوار) - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣١٣ - باب ما ترويه العامة من أخبار الرسول
عبيدة ثقفيّ كه امامت و پيشوائى محمّد بن علىّ بن ابى طالب مشهور به ابن الحنفيّه را باور داشتند) مبتلى و گرفتار بود، پس از آن حضرت ابو عبد اللَّه (امام صادق، ٧) حارث شامىّ و بنان را يادآورى نموده و فرمود: حارث و بنان بر علىّ بن الحسين (عليهما السّلام) دروغ ميگفتند، پس از آن مغيرة بن سعيد و بزيعا و سرىّ و ابا الخطاب و معمّر و بشار اشعرىّ (كه صحيح و درست آن بشار شعيرىّ است) و حمزه بربرىّ و صائد نهدىّ را يادآورى كرده فرمود: خدا آنان را لعنت نموده و از رحمت و مهربانيش دورشان گرداند، ما (خانواده پيغمبر اكرم) از كذّاب و بسيار دروغگو كه بر ما دروغ مىبندد، يا از آنكه رأى و انديشهاش سست و ناتوان است خالى و تهى نيستيم، خدا ما را از شدّت و سختى هر كذّاب و بسيار دروغگو كفايت نموده و بس باشد (ما را از شرّ و بدى آنان حفظ كرده و نگهدارمان باشد) و سوزش آهن را بايشان بچشاند (اينان را بكشد و به كيفرشان برساند. ناگفته نماند: يكى از فضلاء عصر ما «وفّقه اللَّه بتوفيقاته «كتابى نوشته و در آن دليلهاى محكم و استوار آورده باينكه عبد اللَّه بن سبا اسطورة و افسانه است و چنين كسى نبوده