طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ١٩ - پيشگفتار
را مقدر كرده است و آن حضرت مانند طبيبان ديگر نيست زيرا كه آنان سير بيماريها و مدت آن و سبب و درمان آن را با آشنايى با بعضى از سنتهاى طبيعى مىشناسند، پس اگر حدسشان درست بود كه چه بهتر و اگر خطا كردند، به سبب نقصان علم آنهاست ولى در وجود پيامبر خدا ٦ اين احتمال داده نمىشود چون او علم خود را از آفريننده انسان ياد گرفته است.
او از وجود انسان از وقتى كه نطفه بوده تا هنگامى كه اجلش فرا رسد آگاه است. قرآن كريم به بسيارى از مسايل طبى مانند جنينشناسى و تشريح و بهداشت غذا و طب پيشگيرى و غير آن اشاره كرده و مقام گنجايش ذكر آنها را ندارد و مسلم است كه قرآن را كسى بهتر مىداند كه به او خطاب شده است.
براى همين است كه پيشوايان علم و حافظان حديث به گرد آورى مطالبى كه از پيامبر در اين باره نقل شده همت گماشتهاند و آنها را در كتابهاى خود آوردهاند. بعضى از آنها فصلهايى را به آن اختصاص دادهاند و بعضى ديگر بابهاى مستقلى را آوردهاند مانند نويسندگان «صحاح ستّ» از برادران اهل سنت و «اصول اربعمائة» از محدثان ما و ديگران كه بسيارند.
رساله ذهبيه كه حضرت امام رضا ٧ براى مأمون عباسى نوشته مشتمل بر طب نبوى است و به همين جهت ممكن است كه بگوييم امام رضا ٧ نخستين كسى است كه طب نبوى را جمع آورى كرده و