طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٨ - مقدمه مترجم
كنند و لذا از همان قرون اوليه اسلامى مسلمانان به ترجمه كتابهاى علمى و طبى كه به زبانهاى ديگر نوشته شده بود اقدام كردند.
تنها در زمان مأمون، خليفه عباسى، هشتاد جلد كتاب طبى كه بيشتر آنها از جالينوس و بقراط بود به عربى ترجمه شد كه از جمله آنها بود كتابهاى مرضهاى حاد و اپيدمى به ترجمه عيسى بن يحيى و تشريح رحم به ترجمه حبيش الاعسم و آب و هوا و طبيعت انسان و نيروى غذاها و پزشك و فيلسوف به ترجمه حنين بن اسحق و پادزهر به ترجمه ابن بطريق و كتابهاى بسيار ديگر.
همچنين مسلمانان با آشنايى با مدرسه جندى شاپور كه در خوزستان بود و قدمت چندين صد ساله داشت در امر طب و طبابت به مهارتهاى تازهاى دست يافتند. جندى شاپور محل تلاقى طب شرق و غرب آن زمان بود و در آنجا طب يونانى همراه با طب هندى به اضافه طب سنتى ايرانى در هم آميخته بود.
تشويق پيشوايان اسلام از طب و استخدام پزشكان مسيحى و يهودى در دستگاه خلفا از يك سو و نياز جامعه اسلامى از سوى ديگر باعث شد كه مسلمانان به علم پزشكى روى آوردند و در اين رشته كار كردند و پس از مرحله ترجمه، خود به تأليف كتابهاى طبى پرداختند و ابتكارات و نوآورىهاى خود را به رشته تحرير در آوردند. از جمله كتابهاى طبى مهم مىتوان از فردوس الحكمه تأليف على بن ربن طبرى و كتابهاى متعدد محمد زكرياى رازى مانند الحاوى و الطب