طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٢٤ - معرفى نويسنده
د. او به نيشابور رفت و در آن جا از ابو سهل هارون بن احمد استرآبادى و ديگران سماع حديث كرد.
ه. او به بخارا رفت و در آنجا از ابو عبد اللَّه محمد بن احد غنجا و حافظ سماع حديث نمود.
و. او به مرو رفت و از ابو الهيثم محمد بن مكى كشميهنى سماع حديث كرد.
ز. از كسانى كه او در نسف سماع حديث كرد، يكى هم ابو محمد عبد اللَّه بن محمد بن زر الرازى بود همان گونه كه سمعانى در الانساب گفته است.
خامسا. شاگردان او:
الف. پسرش ابو ذر همان گونه كه اشاره كرديم.
ب. ابو محمد عبد العزيز نخشى نسفى متوفى ٤٥٦- ٤٥٧ او با مستغفرى مصاحبت داشت و از او حديث بسيار نقل كرد.
ج. قاضى ابو منصور سمعانى جد بزرگ ابو سعيد سمعانى صاحب الانساب.
د. حافظ ابو محمد حسن بن احمد سمرقندى ه. قاضى ابو على حسن بن عبد الملك.
غير از اينها كسان ديگرى هم هستند كه شاگرد او بودند و از شمارش بيرون است. اين سخن را سمعانى گفته است.