تفسير سوره حجرات
(١)
سخن ناشر
٦ ص
(٢)
پيشگفتار
٧ ص
(٣)
سيماى سوره حجرات
٩ ص
(٤)
بحثى پيرامون تقوى
١٩ ص
(٥)
عوامل مؤثر در تقوى
٢١ ص
(٦)
آيا تقوى محدوديت است؟
٢١ ص
(٧)
مقدسات در اسلام
٢٩ ص
(٨)
احترامگذارى اولياى الهى
٣٤ ص
(٩)
حبط و نابودى اعمال
٣٥ ص
(١٠)
حبط وتباهى اعمال در روايات
٣٦ ص
(١١)
ادب در گفتگو
٤٢ ص
(١٢)
امتياز پاداشهاى الهى
٤٤ ص
(١٣)
فسق چيست و فاسق كيست؟
٥٣ ص
(١٤)
برخورد با فاسق
٥٥ ص
(١٥)
تحقيق، داروى دردهاى اجتماعى
٥٥ ص
(١٦)
محكمكارى
٥٧ ص
(١٧)
خبر در اسلام
٥٨ ص
(١٨)
شيوه تحقيق
٥٩ ص
(١٩)
دروغ
٦١ ص
(٢٠)
رابطه ايمان و علم
٦٨ ص
(٢١)
عدالت
٧٥ ص
(٢٢)
عدالت در مكتب انبيا
٧٦ ص
(٢٣)
زمينههاى اعتقادى وفطرى عدالت
٧٧ ص
(٢٤)
گستره عدل
٧٨ ص
(٢٥)
اخوت و برادرى
٨٤ ص
(٢٦)
حقوق برادرى
٨٧ ص
(٢٧)
بهترين برادر
٨٩ ص
(٢٨)
صلح و آشتى در قرآن
٨٩ ص
(٢٩)
اهميت آشتى
٩٠ ص
(٣٠)
موانع صلح وآشتى
٩٢ ص
(٣١)
گوشهاى از عوامل رحمت الهى
٩٣ ص
(٣٢)
عوامل دريافت رحمت در روايات
٩٣ ص
(٣٣)
مسخره و استهزاى ديگران
٩٨ ص
(٣٤)
ريشههاى مسخره
٩٨ ص
(٣٥)
تحقيرهاى ناخواسته
٩٩ ص
(٣٦)
درجات مسخره
١٠٠ ص
(٣٧)
عواقب مسخرهكردن
١٠٠ ص
(٣٨)
اقسام سوء ظن
١٠٦ ص
(٣٩)
غيبت چيست؟
١٠٨ ص
(٤٠)
غيبت در روايات
١٠٩ ص
(٤١)
جبران غيبت
١١٠ ص
(٤٢)
موارد جواز غيبت
١١١ ص
(٤٣)
خطرات غيبت
١١٢ ص
(٤٤)
انواع غيبت
١١٣ ص
(٤٥)
آثار غيبت
١١٣ ص
(٤٦)
انگيزه وريشههاى غيبت
١١٤ ص
(٤٧)
شنيدن غيبت
١١٦ ص
(٤٨)
شيوههاى ترك غيبت
١١٧ ص
(٤٩)
تفاوت اسلام با ايمان
١٢٢ ص
(٥٠)
سيماى مؤمن واقعى
١٢٥ ص
(٥١)
پايدارى در ايمان
١٢٧ ص
(٥٢)
وسيله پايدارى ايمان
١٢٨ ص

تفسير سوره حجرات - قرائتى، محسن - الصفحة ٤٠ - حبط وتباهى اعمال در روايات

ترساندن مؤمن هم خود كيفر ويژه‌اى دارد.

آيه «٣»

إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‌ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ‌

همانا كسانى كه نزد پيامبر (به خاطر ادب و احترام) صداهايشان را پايين مى‌آورند، همانها كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوى آزمايش كرد. آمرزش و پاداش بزرگ مخصوص آنها است.

نكته‌ها:

كلمه «غَض‌» به معناى از بالا به پايين و كوتاه آمدن است و آهسته سخن گفتن، نشانه ادب، تواضع، وقار، آرامش و مهر و عشق است.

قرآن در اين آيه مى‌فرمايد: خداوند دلهاى افراد مؤدّب را آزمايش مى‌كند و ناگفته پيداست كه آزمايش خداوند براى شناخت نيست، زيرا كه او همه چيز را مى‌داند، بلكه مراد از آزمايش آن است كه انسان در برابر مسائل، از خود استعداد و عكس‌العملى بروز دهد تا لايق دريافت پاداش الهى بشود.

زيرا كيفر و پاداش خداوند بر اساس علم او نيست، بلكه بر

اساس عملكرد انسان است. يعنى اگر خدا علم دارد كه فلان شخص در آينده خلاف خواهد كرد، او را كيفر نمى‌دهد،