تفسير سوره حجرات - قرائتى، محسن - الصفحة ١١٥ - انگيزه وريشههاى غيبت
من نيز هنگام غضب تو را ياد مىكنم و غضب نمىكنم.[١]
٢- گاهى همسو شدن با ديگران عامل غيبت است، او مىبيند كه ديگران از شخصى بدگوئى مىكند و چون مىخواهد خودش را همسوى آنان قرار دهد، او نيز غيبت مىكند، غافل از آنكه غضبِ نقد و قطعى خدا را مىخرد، به اميد محبوبيّت احتمالى نزد دوستان! و برترى دادن رضاى مردم بر رضاى خداوند، بزرگترين خسارت است.
٣- گاهى انگيزه غيبت، بزرگ نشان دادن خود است؛ يعنى ديگران را خراب مىكند تا خودش را بزرگ جلوه دهد. او نيز قهر قطعى الهى را مىخرد به آرزوى محبوب شدن احتمالى نزد مردم كه اين معامله پر خسارت است.
٤- گاهى انگيزه غيبت، مسخره كردن است، غافل از آنكه او غيبت شونده را نزد افراد كمى تحقير مىكند، ولى خداوند در قيامت او را در برابر تمام خلائق تحقير خواهد كرد.
٥- گاهى با اظهار تعجّب غيبت مىكند. مثلًا مىگويد: من تعجّب مىكنم كه فلانى با آن همه علم و اطلاعات چرا اين گونه شد! در حالى بايد تعجّب كند كه با اين كلمه چگونه آن همه عبادات خودش را به نابودى مىكشاند!
٦- گاهى ريشه غيبت حسادت است.
٧- گاهى براى سرگرمى، از ديگران غيبت مىكند.
٨- گاهى براى تبرئه خود از عيبى، عيب را به گردن ديگران
[١] -محجّةالبيضاء، ج ٥، ص ٢٦٥