اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٥٦ - ه - ثروت
«دو مرد وارد مسجد شدند، يكى از آنها عابد و ديگرى فاسق بود و درحالى از مسجد خارج شدند كه فاسق، صدّيق و عابد، فاسق گشته بود و دليل آن، اين بود كه عابد درحالى وارد مسجد شد كه در اثر عبادتهاى خويش، خود را در نزد خدا عزيز مىدانست و فكر او به اين مسأله مشغول بود. امّا (فاسق درحالى وارد مسجد شد كه) انديشه او در پشيمانى از گذشته خويش بود و در پيشگاه خداوند از گناهان خود استغفار و توبه مىنمود.»[١]
ج- فضايل اخلاقى:
كسب كمالات اخلاقى و تهذيب نفس اگر هماهنگ و دقيق انجام نگيرد راه براى نفوذ شيطان و رشد برخى از رذايل از جمله عجب باز مىماند، بدين معنا كه ممكن است كسى با تلاش و كوشش، به فضايلى چون سخاوت، ورع، تقوا، صبر و ... دست يابد يا رذايلى چون؛ دروغ، حسد، ريا، بدگمانى و ... را از دل خود بيرون كند و به همين مقدار خودسازى و تصفيه روح، شگفت زده شود و خود را از تهذيب بيشتر بىنياز ببيند، دراينجا، عجب، رهزن شده واو را از كمال يابى بيشتر باز داشتهاست.
د- جمال و زيبايى:
تناسب اندام و زيبايى چهره نيز به نوبه خود سبب عجب و خودبينى مىشود و فرد را ازديدن زشتيهاى درونى باز مىدارد. انسان نيكوچهره بايد در كسب كمالات معنوى بكوشند ودرون خويش را نيز چون برون زيبا سازند.
ه- ثروت:
ثروتمندان و توانمندان نيز از ناحيه مال و ثروت درمعرض گرفتارى به عجب قرار مىگيرند، خداوند در قرآن به پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«براى مردم داستان آن دو مرد را بازگو كن كه به يكى ازآنها دو مزرعه زيبا و آباد داديم با درختانى سربه فلك كشيده، زمينى حاصلخيز، آب فراوان و انواع ميوهها، آن دو مزرعه، همه انواع محصولات كشاورزى را دارا بودند ولى صاحب آنها، شخصى كم ظرفيت بود و از اين همه نعمت و فراوانى، دچار عجب و غرور شد و به دوستش فخرو تكبّر فروخت و اين عجب و خودبينى او را به انكار قيامت وا داشت و گفت گمان نمىكنم كه قيامتى بر پا شود و بر فرض كه چنين شود من با شخصيت ومقامى كه در اين دنيا دارم درآنجا نيز نزد پروردگارم مقام
[١] - جامع السعادات، ج ١، ص ٣٢٤