اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٢٠ - كاوش بيجا
فاش شدن راز مىگردد:
١- ناآگاهى
علّت افشاى برخى از رازها، ناآگاهى فرد نسبت به درجه اهميت آن است. چنين كسانى بر اثر مصلحت انديشى و خير خواهى، پرده از اسرار خود و ديگران بر مىدارند و اغلب پس از اين كار، پشيمانمىشوند.
٢- تهديد؛
خوردن يك سيلى يا شلاق و ديدن يك ابزار شكنجه، اراده بعضى را متزلزل مىكند. به قصد نجات جان خود، حاضر به افشاى راز مىشوند. گرچه جان عدّه زيادى، حتى نزديكترين دوستانشان به خطر افتد.
٣- تطميع؛
دل آزمند، توان نگهدارى راز را ندارد. به اندك چيزى ممكن است دل بندد و راز مهمى را فاش سازد. طمع به ثروت دنيا ومقام دوستى، اراده عدّهاى را متزلزل و راز آنان را فاش مىسازد.
٤- ملاحظات دوستانه؛
بسيار ديده شده كه كسى به دوستش مىگويد: به هيچ كس نمىگويم ولى به تو مىگويم، غافل از اينكه اگر بناست نگوييم، به دوستمان هم نبايد بگوييم.
٥- خودنمايى؛
گاه جلسهاى تشكيل مىگردد، از هر درى سخن به ميان مىآيد و هر كس چيزى مىگويد.
شركت در بحث و گفتگو، خودنمايى كردن وهمانند ديگران چيزى گفتن، انگيزهاى است براى اينكه شخص به قصد خودنمايى، پرده از رازى بردارد تا همه را به تعجب وادارد و نظر ديگران را متوجه خويش كند تا باديده بزرگى و عظمت به او بنگرند.
كاوش بيجا
همچنان كه «رازدارى» از نظر عقل و دين، با ارزش و پسنديده است، كاوش عيب ديگران و پرده از راز آنان برداشتن نيز زشت و نكوهيده است.