اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٤٩ - ب - توجه به ضعف انسان
به عظمت خداوند است؛ خدايى كه ملك، قدوس، عزيز، حكيم، جبّار ومتكبّر است؛ خدايى كه كبريايى و بزرگمنشى را به خويش مخصوص كرد. خدايى كه برترى تنهااز آن اوست؛ هموكه بهشت جاودان رابهره كسانى كرد كه در دنيا قصد برترى جويى، كبرورزى و فساد انگيزى ندارند و سر تعظيم به درگاه كبرياى او به خاك ساييدهاند.
آرى ياد عظمت پروردگار وشناخت و درك هيمنه وقدرت او، تكبّر را از وجود آدمى، مىزدايد.
هر كه خدا را به عظمت شناسد، تواضع را بهترين شيوه بندگى مىيابد.
ب- توجّه به ضعف انسان:
نحوه پيدايش انسان و كيفيت شكل گيرى او، بيانگر اين حقيقت است كه انسان به خودى خود ذليل و حقير است. اين اراده و قدرت خداوند است كه زمينه رشد مادّى و معنوى وى را فراهم مىسازد و گرنه او خود ضعيف و ناتوان است.
«... وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً»[١]
... وانسان ضعيف آفريده شده است.
با اين وجود، انسان كه از خود هيچ ندارد، سزاوار نيست خود را بزرگ ببيند و چيزى را كه خدا به او بخشيده است به رخ بندگان خدا بكشد.
حضرت على عليهالسلام فرمود:
«مالِابْنِ ادَمَ وَ الْفَخْرِ، اوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَاخِرُهُ جيفَةٌ، وَلا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَلا يَدْفَعُ حَتْفَهُ»[٢]
آدميزاده را چه به خود باليدن! آغازش نطفهاى است و پايانش مردار، نه از عهده رزق و روزى خويشتن بر مىآيد، و نه مىتواند مرگ را (كه گريبانگيرش مىشود) دفع نمايد.
[١] - نساء، آيه ٢٧
[٢] - نهج البلاغه، فيض، حكمت ٤٤٥، ص ١٢٩٤