تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٦ - روايات اماميه
٣. كتاب قرائات احمد بن محمد سيارى كه خود ضعيف الحال و غير قابل اعتماد شناخته شده است.
٤. تفسير ابى الجارود كه از غلاة و مورد لعن امام صادق (ع) قرار گرفته است.
٥. تفسير منسوب به علىّ بن ابراهيم قمى كه تأليف او نيست بلكه از ديگران است و مورد دستبرد قرار گرفته است.
٦. كتاب استغاثة علىّ بن احمد كوفى كه فاسد المذهب معرفى شده است.
٧. كتاب احتجاج طبرسى كه فاقد سند و مؤلف آن مجهول است.
٨. تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (ع) كه نسبت جعلى است و فاقد سند اعتبار است.
٩. برخى از تفاسير فاقد سند معتبر كه در نتيجه از حجيت و امكان استناد ساقط شدهاند، مانند تفسير عياشى و تفسير فرات بن ابراهيم و تفسير ابو العباس ماهيار.
اينها منابعى است كه حاجى نورى بدانها استناد كرده و خود مىدانسته است كه قابل استناد نيستند، ولى از باب «الغريق يتشبث بكل حشيش» از اين كتب فاقد اعتبار نقل كرده است.
از ٣٠٧ روايت باقيمانده كه از كتب معتبر نقل شده ١٠٧ روايت آن مربوط به باب قرائات است كه برخى از ائمه اطهار، در قرائت به گونه ديگر قرائت كردهاند. روشن است كه اختلاف قرائت، با مسئله تحريف ارتباطى ندارد؛ زيرا اختلاف قرائات سبعة يا اربعة عشر پيوسته در ميان مسلمانان رايج بوده و هيچكس آن را دليل بر تحريف ندانسته است. نمىدانيم چرا حاجى نورى اين اشتباه بزرگ را مرتكب شده است.
مثلا از مجمع البيان نقل مىكند كه على (ع) در سوره عاديات، «فَوَسَطْنَ» را با تشديد سين خوانده است و در سوره زلزال، «خَيْراً يَرَهُ» را با ضم ياء خوانده است و در سوره ضحى از پيغمبر (ص) نقل شده كه «ما وَدَّعَكَ» را با تخفيف دال خوانده است و در سوره شمس، اهل مدينه و نيز امام صادق (ع) «و لا يخاف عقبيها» را با «يا» قرائت كردهاند و در سوره فجر، يعقوب و كسائى و سهل «وَ لا يُوثِقُ» با فتح «ثا» قرائت كردهاند. و از اين قبيل قرائتها كه بر فرض ثبوت، امرى متعارف بوده و هرگز به عنوان تحريف قرآن تلقى نمىشود و صرفا اجتهاد قراء در چگونگى قرائت قرآن است.
٢٠٠ روايت باقيمانده كه مورد استناد اهل تحريف قرار گرفته است، غالبا بر مسئله تحريف دلالت ندارند، و درباره مسائل ديگرى است. مثلا، روايت