تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٥ - روايات اماميه
ائمه و اكنون نزد حضرت حجت است و تاكنون كسى بدان دست نيافته است؛ ازاينرو حضرت صادق (ع) مىفرمايد: هركس ادعا كند، قرآن را آنگونه كه نازل شده جمع و ضبط كرده است، جز على و خاندان او، دروغ گفته است. پس اين مطلب با مسئله تحريف ارتباطى ندارد.
حديث دوم. «ما يستطيع أحد ان يدّعى ان عنده جميع القرآن كله ظاهره و باطنه غير الأوصياء»، (هيچكس را ياراى اين سخن نيست كه مدعى شود تمامى قرآن را داراست، ظاهر و باطن آن را، جز اوصياء).
در اين حديث به خوبى روشن است كه مقصود از تمامى قرآن، همان تمامى علم قرآن، علم به ظاهر و علم به باطن است، پس علوم قرآنى به طور كلى، چه علوم ظاهرى و چه علوم باطنى (تفسير و تأويل قرآن) جملگى نزد اوصياى به حق است و اين مطلب، هرگز با مسأله تحريف اصطلاحى ارتباطى ندارد.
حديث سوم. «اوتينا تفسير القرآن و احكامه»، (علم تفسير و علم به احكام قرآن، كاملا به ما داده شده است).
حديث چهارم. «انى لأعلم كتاب اللّه من اوله الى آخره، كأنّه فى كفّى»، (به تمامى قرآن آگاهى دارم، از اول تا آخر، گويى در كف دستم قرار دارد).
حديث پنجم. «و عندنا و اللّه علم الكتاب كله»، (به خدا قسم كه علم به تمامى كتاب نزد ماست)؛ يعنى به تمام علوم و معارف قرآنى آگاهى داريم.
حديث ششم. در تفسير آيه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» فرمودند: «ايانا عنى»؛ يعنى آنكس كه علم كتاب را داراست ما هستيم و ما مقصوديم.
به طورى كه ملاحظه مىشود همه احاديثى كه ذكر شد، حكايت از علم و آگاهى به تمامى معارف قرآن دارد و ارتباطى با مسئله تحريف قرآن ندارد.
*** حاجى نورى به پيروى از سيد جزائرى دست به نقل رواياتى زده كه عموما از كتابهاى فاقد اعتبار نقل شده است. از ١١٢٢ روايت كه در كتاب فصل الخطاب آورده ٨١٥ روايت را ازاينگونه كتابها نقل كرده است و آن كتابها عبارتند از:
١. رسالهاى در محكم و متشابه قرآن، كه تاكنون روشن نشده نويسنده آن كيست.
٢. كتاب السقيفة منسوب به سليم بن قيس، كه مورد دستبرد قرار گرفته و از اعتبار ساقط گشته است.