تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٤ - روايات اماميه
فاقد دلالت بر مقصود ايشان است. ذيلا نمونههاى برجسته از آنها را مىآوريم:
حاجى نورى، براى آنكه مرحوم ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى (متوفاى ٣٢٨) را از قائلين به تحريف معرفى كند، روايات وارده در كتاب شريف كافى را يادآور مىشود و براى نمونه يكى از ابواب اصول كافى را ارائه مىدهد تا ثابت كند، مرحوم كلينى قائل به تحريف قرآن است و اختصاص يك باب از كتاب به اين امر را دليلى بر مدعاى خود گرفته است.[١]
ما اكنون آن باب را با تمام رواياتش- كه شش روايت است- مىآوريم تا صحت و سقم اين نسبت كاملا روشن شود.
مرحوم كلينى آن باب را با اين عنوان مطرح كرده است:
«باب انه لم يجمع القرآن كله الّا الأئمة- عليهم السلام- و انهم يعلمون علمه كلّه»، (قرآن را كسى جز أئمة (ع) جمع نكرده است و آنهايند كه تمامى علوم قرآن را مىدانند).
روشن است كه مقصود جمع كردن تمامى تفسير و تأويل قرآن است؛ زيرا قسمت دوم عبارت فوق، قسمت اول را توضيح مىدهد و آنهايند كه تمامى علوم قرآن را مىدانند و اين همان معناى جمع كردن تمامى قرآن است.
سپس رواياتى را آورده است كه اين روايات عبارتند از:
حديث اول. «ما ادعى احد من الناس انه جمع القرآن كله كما انزل إلّا كذّاب و ما جمعه و حفظه كما نزّله اللّه تعالى إلّا علىّ بن ابى طالب و الأئمة من بعده صلوات الله عليهم»، (هركس ادعا كند قرآن را همان گونه كه نازل شده، جمع كرده است دروغگوست؛ زيرا كسى جز على و ائمه پس از وى قرآن را آنگونه كه نازل شده است جمع و حفظ نكردند).
مقصود از «همان گونه كه نازل شده» معنى و تفسير صحيح آن است؛ يعنى به همان معنى و تفسيرى كه خدا خواسته است بعلاوه مراد روايت، لفظ و عبارت قرآن نيست؛ زيرا قرآنى كه حضرت على (ع) گرد آورده بود، علاوه بر رعايت ترتيب نزول، در مواردى توضيحاتى داشت و يا شرح برخى از مبهمات و تفسير برخى معضلات و اشاره به مواقع نزول و مناسبات و ديگر شئون تفسيرى را دارا بود كه مصحف موجود، كه به دست ديگر صحابه جمعآورى شد، از آن خالى بود. آن مصحف سپس در دست
[١] . رجوع كنيد به: فصل الخطاب؛ مقدمه سوم، ص ٢٥.