تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٣ - روايات اماميه
(متوفاى ٦٣٨)، صاحب كتاب فتوحات مكية است. او بر اين باور بوده كه قرآن دستخوش تحريف گرديده، چيزهايى از آن كم شده است. گويد: اگر نبود افراد ضعيف دل- كه زود مىلغزند و اعتقادشان متزلزل مىشود و حكمت چنين كارى را مجاز نمىشمرد هرآينه روشن مىكردم تمامى آنچه را كه از مصحف عثمان ساقط شده است ....[١]
ولى از همه ناگوارتر، كتابى است به نام الفرقان كه در عصر اخير، به دست نويسنده مصرى، محمد محمد عبد اللطيف معروف به ابن الخطيب، از علماى معروف مصر، نوشته شده است. در اين كتاب اين باورهاى نادرست جمعآورى شده و بر آنها صحّه گذاشته شده است و به صرف اينكه در صحاح ستة آمده، صحيح دانسته شده است. اين كتاب در مصر، غوغايى برپاكرد و مردم عليه آن شوريدند تا آنكه دانشگاه الازهر از دولت تقاضاى مصادره كتاب را كرد و نسخههاى پخش نشده مصادره شد، ولى در همان مدت كوتاه، كتاب اثر سوء خود را گذاشت و در جهان منتشر شد؛ نسخههايى از آن كتاب در قم فعلا موجود است.
نويسنده اين كتاب معتقد است علاوه بر تغييرات و تحريفاتى كه پيش از عثمان در قرآن رخ داده است پس از آن نيز، به دست حجاج در دوازده جاى قرآن تغييرات اساسى رخ داد و برخلاف آنچه در زمان عثمان بوده، ثبت شده است. مثلا مىگويد: در قصه نوح در سوره شعراء «مِنَ الْمُخْرَجِينَ»[٢] بود و در قصه لوط «مِنَ الْمَرْجُومِينَ»[٣]، ولى حجاج آن را تغيير داد و «مِنَ الْمَرْجُومِينَ» را در قصه نوح آورد و «مِنَ الْمُخْرَجِينَ» را در قصه لوط كه اكنون بر همين منوال است.[٤]
روايات اماميّه
نخستين كسى كه در اين زمينه كتاب نوشت و مسئله تحريف را مطرح نمود، سيد نعمت الله جزائرى (متوفاى ١١١٢) بود كه در كتاب منبع الحياة (چاپ بغداد و بيروت) اين مسئله را مورد بحث قرار داد و با دلايل چندى در صدد اثبات تحريف قرآن برآمد؛ سپس (پس از گذشت بيش از ٢٠٠ سال) حاجى نورى (متوفاى ١٣٢٠) كتاب فصل الخطاب را نوشت و مجموعه رواياتى را در اين زمينه عرضه داشت كه اساسا فاقد اعتبار و بيشتر
[١] . به نقل از شيخ عبد الوهاب شعرانى در كتاب الكبريت الاحمر كه در حاشيه كتاب اليواقيت و الجواهر؛ ج ١، ص ١٣٩، چاپ شده است.
[٢] . شعراء، ١٦٧.
[٣] . شعراء، ١١٦.
[٤] . الفرقان؛ ص ٥٠- ٥٢.