در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٨ - توجيهاتى براى گريز از مشكل بدعت
جز با وجود امر مولوى از شارع مقدّس، به وجود نمى آيد و هيچ امر شرعى بر اقامه نماز تراويح با اين شكل و كيفيّت كه اكنون اقامه مى گردد، وجود ندارد و در اين صورت، بجا آوردن آن به عنوان «عبادت»، تشريع، حرام و بدعتى ناروا در دين مى باشد.
٣- از ديگر كسانى كه به تلاش براى توجيه كلام عمر برخاسته اند، ابن تيميّه است كه بدعت ناميدن تراويح در كلام عمر را به معناى لغوى «بدعت» حمل كرده است، نه معناى شرعى آن و گفتهاست:
«مسلمانان در زمان پيامبر هم نماز تراويح خوانده اند و پيامبر هم با آنان در يك، يا دو شب همراه بوده و بعد به علّت خاصّى آن را ترك كرده است كه آن علّت اين است: همانا مرا از خارج شدن براى اقامه نماز براى شما باز نمى دارد، مگر ناخشنودى از اين كه اين نماز بر شما واجب شود، پس در خانه هاى خود نماز بگزاريد».
ابن تيميّه مى گويد:
«از اين سخن معلوم مى شود كه مقتضى براى خواندن اين نماز موجود بوده و اگر مانع كه همان ترس از واجب شدن است، نمى بود، پيامبر براى اقامه آن، به مسجد مى رفتند، پس چون عمر در زمان خود، مردم را بر امامت يك امام جمع كرد و چراغهاى مسجد را در شبهاى ماه رمضان روشن كرد و اين شكل از نماز، كارى جديد بوده كه تا قبل از آن تاريخ، سابقه نداشته است، آن را بدعت