در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٠ - اختصاص تشريع به خداوند
اين قول واضح است و در هر، صورت خداى سبحان امر دين خود را از حيث تشريع و قانونگذارى به راهى غير از «وحى»، واگذار نكرده است.
شوكانى در اين باره مى گويد:
«حقّ اين است كه قول صحابى حجّت نيست و خداى سبحان براى اين امّت جز حضرت محمّد (ص) پيامبرى نفرستاده و ما هم غير او پيامبرى نداريم. صحابه و هر كه بعد از آنان بيايد، به يك اندازه مكلّف به تبعيّت از او و كتاب و سنّت هستند، پس هر كس اقامه دين خدا را در غير اين دو بداند، به چيزى كه در دين خدا نيست، معتقد شده و دينى را تأييد كرده كه از جانب خدا نيامده است»[١].
قسطلانى هم از ابن التين و بقيّه روايتى را نقل كرده كه خلاصه اش اين است:
«عمر از اينكه پيامبر، نماز جماعت مردم را در آن چند شب تاييد كرده و ناراحتى ايشان، از ترس وجوب بوده چنين استنباط كرده كه در زمان نبودن پيامبر، ترس از واجب شدن، منتفى شده و چون هميشه در نظرش اجتماع از تفرقه و جدايى، بهتر بوده و موجب نشاط نماز گزاران مى شده است، اقدام به تشريع اين نماز كرده است»[٢].
بر اين استدلال هم اشكالاتى وارد مى شود:
[١] - ارشاد العقول: ٣٦١، چاپ دار الكتب العلميّة.
[٢] - فتح البارى: ٤/ ٢٠٤.